ذهن پریشان و خاطر˚جمعی
ذهن پریشان و خاطر˚جمعی
محمدامین مروتی
گر نبودی عشق، بفسردی جهان
عشق ما را جمع می کند. خاطرمان را مجموع و متمرکز معشوق می کند. حالمان را خوب می کند. اما عقل بازاری و ابزاری، خود را به هزار موضوع مشغول کرده است. باز مولوی می گوید:
عقل تو قسمت شده بر صد مهم
بر هزاران آرزو و طمّ و رم
جمع کرد باید اجزا را به عشق
تا شوی خوش چون سمرقند و دمشق
حافظ می گوید:
هر آن کو خاطرِ مجموع و یارِ نازنین دارد
سعادت همدم او گشت و دولتْ همنشین دارد
عشق، ملات و چسب کائنات است. بدون عشق، کائنات سرد و بی روح و بی معنا و پراکنده و آشفته است. عشق کائوس و هاویه را به کاسموس و هارمونی تبدیل کرده است. به قول مولانا:
چرخ گردون ها، ز موج عشق دان
گر نبودی عشق، بفسردی جهان
25 اردیبهشت 1404
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۰۳/۰۲ ساعت 10:19 توسط محمد امین مروتی
|