حرف آخر
حرف آخر[1]
محمدامین مروتی
جهان شناسی من:
در نگاهمان به جهان یعنی جهان بینی و جهان شناسی مان، یک سوال کلیدی و تعیین کننده این است که جهان حساب و کتاب و نظام دارد یا نه؟ جهان یک کاسموس است یا کائوس؟ نظمی خردمندانه بر عالم حاکم است یا نه؟
صرف نظر از اینکه این نظم درونزاست یا منشأ بیرونی دارد، من به نظم خردمندانه عالم باور دارم و این باور مهم است. زیرا من هم جزئی از این نظم هستم و باید با آن هماهنگ باشم نه در تعارض.
این تصویر بزرگ تری است که من از جهان دارم.
خودشناسی من:
پس من بخشی از کاسموس هستم اما بخشی بسیار ناچیز و به حساب نامدنی.
من باید اندازه وجود خود در مقیاس کیهانی را بدانم و دائماً آن را به خود یادآوری کنم تا اندازه گلیم خود را فراموش نکنم.
من باید فرصتی را که به شکلی معجزه آسا برای زیستن پیدا کرده ام، قدر بدانم و بکوشم نهایت استفاده از آن را بکنم.
من باید یادم بماند که در مقیاس کائناتی وجود ندارم و هیچ هستم. ضمناً باید یادم بماند همین وجود ناچیز من هم در تعامل با دیگری(اعم از همنوع و سایر موجودات) ساخته و پرداخته می شود. یعنی من عبارت از دیگری هستم.
این دو نکته یعنی شناختن حد و اندازه کیهانی خودم و شناخت حیثیت اجتماعی خودم، مبنای خودشناسی من هستند و مرا فروتن می گردانند.
این تصویر کوچک تری است که من از خودم دارم.
خودسازی من:
خودسازی یعنی حفظ این فروتنی به اضافه برقراری رابطه احسن با عالم و آدم به منظور تحقق بهترین های خود و بهترین های دیگران.
زندگی یعنی ساختن زندگی خود و پیش بردن پروژۀ خود و آن چیزی جز تحقق قابلیت های خود نیست. به تعبیری آزاد کردن زیباترین مجسمه وجودمان از دل یک هیولا و صخره بی شکل.
وفاداری به حقیقت:
اما تحقق این پروژه بدون وفادار ماندن به حقیقت یعنی بدون وفاداری به احساسات و عواطف و عقلانیت خود میسر نیست. در واقع مهمترین قدم احتراز از خودفریبی و دروغ گفتن به خود است. حتی می توان با عناوین فریبنده ای چون عرفان و خودشناسی و دین و فلسفه هم خود را فریب داد.
یکی از استلزامات یا لوازم وفاداری به خود کنش مندی است. کنش مندی به جای واکنشی عمل کردن نسبت به دیگران است. کنش مندی خاستگاه درونی و اصیل دارد. واکنش خاستگاه بیرونی و مقابله به مثلی.
راهکارها:
راهکارها سه قسمت دارند:
یادآوری ها، تصحیح رابطه با دیگران، تمرین های فردی.
یادمان باشد:
پیش از هر چیز باید به حقیقت از هر زبانی وفادار باشم. نسبت بدان فروتنی و پذیرش داشته باشم.
سه تذکر همیشگی(هدت)
1. یادآوری مکرر دو تصویر بزرگ و کوچک از مقیاس های وجودی به خودم.
2. یادآوری مکرر این که زندگی هدیه ای معجزه آسا و بی بدیل و شاید نامکرر باشد که باید قدردانش باشم.
3. یادآوری مکرر این که من بدون دیگران وجود ندارم و من در تعامل با دیگران است که وجود دارم و ساخته می شوم. یادم باشد که من در تعاملات روزانه شکل می گیرم نه حتی در خواندن و نوشتن کتاب.
تصحیح روابط:
پس باید تمرکز کنم بر بهینه کردن این تعامل و رابطه به منظور بهینه سازی خود و دیگران.
چهار راهکار برای بهبود رابطه: (گتمد)
1. رعایت حق تقدم:
برای بهینه کردن این رابطه یک راهکار خوب تقدم بخشیدن به دیگران در راحتی ها و تقدم جستن بر دیگران در سختی هاست. مثلاً در رانندگی و غذا خوردن و کمک کردن و سایر امور روزانه.
2. خوب گوش دادن به دیگران:
راهکار دیگر گوش دادن صبورانه و با دقت به سخن دیگری برای تعامل بهتر با اوست. خوب شنیدن بهترین نوع مهربانی است.
3. بیان نکات قوت دیگران:
باید بکوشم به جای عیبجویی از دیگران با تشویق نکات مثبت شان از آن ها آدم های بهتری بسازم.
4. درک دیگری به جای قضاوت او:
چهارمین نکته فهمیدن و درک دیگران به جای قضاوت کردن و محکوم کردنشان است. شرح صدر و دریادلی انسان های اهل دل ناشی از درکی است که از وضعیت دیگری دارند. این دریا دلی درک کردن و همدلی و حتی همدردی و شفقت را جایگزین به قاضی رفتن می کند.
علاوه بر تنظیم حسن رابطه با دیگری باید کارهایی هم روی خودمان بکنیم.
تمرین ها:(خانش)
1. کنترل خشم:
اولین نکته کنترل خشم است. چنان که فروید گفت شخصیت انسان متناسب با بزرگی مشکلی است که او را بی منطق و عصبی می کند. بالا رفتن ظرفیت با بردباری و صبوری میسر است و بردباری با کنترل واکنش سریع.
2. آهستگی:
دومین نکته آهسته و با متانت و تانی زیستن و پرهیز از شتابزدگی است. سرعت زندگیمان را بکاهیم تا طعم وقت را بچشیم.
3. نیکوکاری:
جنبه مهم نیکوکاری، کمک منظم و مستمر به نیازمندان است. بی شک نیازمندان سهمی در دارایی ما دارند.
اما نیکوکاری فقط کمک مالی نیست. این همان روش آدلر برای معالجه بیماری های روانی است. به مدت 15 روز هر روز یک کار خوب انجام بده. بعد از 15 روز به آدم دیگری تبدیل می شوی.
ابوسعید هم گفته بود عجب دارم از این همه گوهر و جواهرات که بر زمین ریخته و کسی جمع شان نمی کند. پرسیدند کدام جواهرات؟ گفت هر مجالی برای کار خیر و محبت و خدمت به دیگران، گوهری است که می توان و باید از زمین جمع کرد.
4. شاد بودن و شاد کردن.
30 اردیبهشت 1404
[1] برگرفته از عنوان کتاب از تامس نیگل