حرفی از آن هزاران....
آیه هفته:
وَلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ أُخرىٰ: هیچ گنهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد. (فاطر/۱۸)
کلام هفته:
حتی عبارت "بد می گذرد" هم یک کورسوی امیدبخش در خود دارد: این که هر چه هست، بالاخره می گذرد و ماندگار نیست.
شعر هفته:
ميدمد دوشيزهي محبوب من
در گلي مـابين ياس و نسترن
ياس: روحانيترين عطـرآوران،
نسترن: اين خون قلب دختران
من به بــرگ نسترن آغشتهام
يـاس را در خاطراتم كِشتهام
مادرم در ياس تنهايم گذاشت
نسترن را در تماشايم گذاشت
من به زير ياس نوشيـدم لبن
اولين لـبخند من شد نستـرن
گرچه زانوي طبيعت خاكي است
گل شناسي دانشي افـلاكي است (احمد عزيزي)
داستانک:
زمانی در مازندران، علاء نام حاکمی بود سخت ظالم. خشکسالی روی نمود. مردم به استسقا (دعای باران) از شهر بیرون رفتند. چون از نماز فارغ شدند، امام بر منبر دست به دعا برداشت و گفت: اللهم ادفع عنا البلاء و الوباء و العلاء (یعنی خداوندا، بلا و وبا و علاء را از ما دفع کن!)
طنز هفته:
زاهدي کيسه اي گندم نزد آسيابان برد. آسيابان گندم او را در کنار ساير کيسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند. زاهد گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نکني دعا مي کنم خرت سنگ بشود». آسيابان گفت: «تو که چنين مستجاب الدعوه هستي دعا کن گندمت آرد بشود.»