نژاد و دین ایرانیان

محمدامین مروتی

برخلاف مشهور نژاد ایرانیان صرفا آریایی نیست. دو هزار سال قبل از آمدن آریایی ها دولت عیلام را داشته ایم که با آریایی ها آمیخته اند. فرهنگ ایرانی تلفیقی از فرهنگ آسیای غربی(عیلامی-بین النهرینی) و آریایی(هندو ایرانی) است. آریایی ها اقتصاد شبانی و شکار داشته اند و از ساکنان بومی فلات که کشاورز بوده اند به لحاظ تاریخی عقب تر بودند.

مردوک اولین خدای یگانه و خدایی بابلی است که جای خدایان پیشین را گرفته است.

احتمالاً ایرانیان مفهوم خدای یکتا را از مردوک بابلی گرفته اند با این تفاوت که مردوک خدای محلی بوده است و ایرانیان بت پرست هم نبوده اند. یهودیان هم یکتاپرست بوده اند و بت پرست نبوده اند ولی اولا دین یهود، دینی محلی بوده و ثانیاً به اندازه ادیان ایرانی اخلاق محور نبوده است. زرتشت به ریاضت و قربانی تاکید ندارد بلکه بر اندیشه و کردار و گفتار نیک تاکید دارد. اختیار و مسئولیت فردی نزد زرتشت کاملاً برجسته است. مفهوم مجازات و پاداش فردی و بهشت و جهنم هم مفهومی ایرانی بوده. پیش از آن مجازات ها قومی و قبیله ای بوده است. مثلاً در تورات بر اثر خطای سلیمان، قومش عقوبت می بیند. یعنی مثل ارتش، در اینجا هم مجازات دسته جمعی داریم.

آیین زرتشتی نوعی تکامل از اسطوره به متافیزیک بوده است و ایزدان مختلف از خدا بودن به سوی فرشته شدن پیش می روند و یا به صفات اهورامزدا تبدیل می شوند. امشاسپندان جلوه های مختلف خدایند.

اما از "گات ها " یا سروده های خود زرتشت که بگذریم، در "یشت ها" و "یسنه ها" باز سر و کله خدایان مختلف پیدا می شود.

در مجموع می توان گفت که اسطوره ها به دوران شرک و تعدد خدایان مربوطند و در دوران توحیدی زوال می یابند.

منبع:

از اسطوره تا تاریخ، دکتر مهرداد بهار، نشر چشمه

30 فرودین 1404