خاستگاه اسطوره رستم

محمدامین مروتی

بیت زیر به فردوسی منسوب است که:

رستم یلی بود در سیستان

منش کرده ام رستم داستان

در اوستا نشانی از رستم نیست ولی از گرشاسب و اسفندیار سخن رفته است. در عوض فردوسی به قصه گرشاسب توجهی نکرده. این بدان جهت است که دین گرشاسپ و اسفندیار، زرتشتی یا به قول فردوسی "دین بهی" بوده است. ولی دین رستم دین سُکایی و ترکیبی از دین بودایی و هندو و مهرپرستی بوده است. سکایی ها 130 سال ق. م در شرق ایران حکومت "کوشان" را تاسیس می کنند.

معادل رستم در اسطوره های هندی و ودایی، ایندرا یا بهرام یعنی ایزد جنگ است. او هم مانند رستم با سزارین به دنیا می آید. قصه خدای ویشنو هم شبیه داستان آرش کمانگیر ماست. در حقیقت ایزدان هندی در اساطیر ایرانی به پهلوانان تبدیل شده اند. "رام" یا "رامایانه" هم به سیاوش تبدیل شده. اولی خداست و دومی پهلوان.

در اوستا خبر چندانی از کاوه آهنگر هم نیست. به طور کلی حماسه و قصص پهلوانی را باید متناظر با دوران یکتاپرستی بدانیم که از زمان ازلی اسطوره ها در آن ها خبری نیست.

از آن سو، اسطوره های ایرانی با اسطوره های یونانی هم شباهت داشته اند. آگاممنون در ایلیاد شخصیت مکار و جاه طلبی شبیه گشتاسب دارد. آشیل شبیه اسفندیار است که رویین تن است ولی نقطه ضعفش پاشنه اوست و از همین نقطه مورد اصابت تیر پاریس قرار می گیرد و کشته می شود. رستم شبیه هکتور است که مخالف جنگ است ولی به او تحمیل می شود. تفاوت دو اسطوره در این است که در ایلیاد هکتور کشته می شود و در شاهنامه اسفندیار.

منبع:

از اسطوره تا تاریخ، دکتر مهرداد بهار، نشر چشمه

30 فروردین 1404