بیماری هلندی اقتصاد چیست؟
بیماری هلندی اقتصاد چیست؟
بیماری هلندی Dutch disease یک اصطلاح اقتصادی است که رابطه بین استفاده بیرویه از منابع طبیعی (معادن نفت و گاز، طلا و نظایر آن) و رکود ناشی از آن را در بخش صنعت داخلی توضیح می دهد. از این رو بدان "نفرین منابع" هم می گویند. واژهای که اولین بار در سال ۱۹۷۷ توسط مجله اکونومیست برای توصیف رکود بخش صنعتی در هلند بعد از کشف گاز طبیعی در دهه ۱۹۶۰ بهکار گرفته شد.
این عارضه زمانی رخ میدهد که درآمد ارزی یک کشور به صورت ناگهانی افزایش مییابد و دولت با تصور دائمی بودن این درآمد آن را در جامعه تزریق میکنند. این مشکلی بود که بین سالهای 53 و 56 در دوران پهلوی هم اتفاق افتاد.
زمانی که بدون رشد بخش صنعت، تولید کالاهای جدید و یا خدمات ارزش افزوده، درآمد بادآورده ناشی از فروش منابع طبیعی کشور باعث افزایش نقدینگی و افزایش درآمدها میشود.
اما با افزایش درآمد، تقاضا برای مصرف کالاهای متنوع هم افزایش پیدا میکند و تعادل عرضه و تقاضا برهم میخورد، در نتیجه قیمتها افزایش مییابد.
در این صورت، دولت با دخالت در بازار برای سرکوب قیمتها وارد عمل میشود و از سوی دیگر، با افزایش واردات سعی در ایجاد تعادل در بازار عرضه و تقاضا میکند که به زیان صنعت داخلی است. دولت متوسل به واردات کالاهای مصرفی ارزان میشود تا قیمتها را مهار کند در حالی که صنایع داخلی مجبورند با عوامل تولید گران، کالای گران را تولید و به قیمت ارزان بفروشند.
از طرف دیگر برخی کالاها مانند زمین و مسکن قابل وارد کردن نیستند و افزایش قیمت این کالاها را نمیشود با واردات مهار کرد. در نتیجه قیمت این قبیل کالاها به رشد خود ادامه میدهند و سرمایهها به سمت کالاهایی مثل زمین و مسکن هدایت میشود.
با افزایش ورود ارز خارجی به کشور، ارزش پول ملی را نسبت به ارزهای خارجی افزایش میدهد و همین امر باعث میشود صادرات این کشور به پول کشورهای دیگر گرانتر شده، ولی واردات به آن کشور به نسبت ارزانتر شود و دوباره تولید داخلی صدمه می بیند.
کاهش نرخ ارز یا عدم افزایش آن در حد نرخ تورّم هم بخش صنعت را در رقابت ضعیف میکند و به این بیماری منجر می شود.
همچنین در بیماری هلندی نتیجه سالها وقت و هزینه برای تربیت نیروی ماهر و متخصص در بخشهای مختلف صنعتی، مدیریتی و غیره هدر میرود.
درمان:
زمانی که هلند با کشف ذخایر گاز طبیعی به درآمد سرشار ناشی از فروش گاز رسید و دچار رکود شد، نروژیها از بلایی که بر سر هلندیها آمد، درس گرفتند و با تأسیس صندوق ذخیره ارزی، به جای اینکه درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام را در بودجههای سالانه ریخته و بودجه را آلوده کنند، آن را به این صندوق فروختند و به بیماری هلندی دچار نشدند.
صندوق ذخیره ارزی چند کاربرد عمده دارد:
۱. درآمد حاصل از ثروت ملی یک کشور را از نظر زمانی و توزیع بین نسلی، به شکلی مناسب مدیریت میکند تا نسلهای بعد، احساس زیان نکنند.
۲. این صندوق در تثبیت نرخ ارز و جلوگیری از شوکهای ناشی از نوسان نرخ ارز یا میزان ارز در یک کشور تأثیر بسیار کارآمدی دارند.
بانک جهانی به کشورهایی که این صندوقها را تأسیس کردهاند همچنین توصیه میکند که باید شفافیت کامل ازنظر دخل و خرج در مدیریت صندوقها وجود داشته باشد به گونهای که هماکنون مدیریت این صندوق در نروژ با شفافیت کامل عمل میکند. بهطوریکه هر شهروند نروژی میتواند هرلحظه از جریان فعالیتهای این صندوق آگاه شود. بانک جهانی به دلیل مدیریت مناسب این صندوق در کشور نروژ به کشورهای دارنده صندوق همیشه توصیه میکند که از مدل نروژ استفاده کنند. نکته قابل توجه این است که صندوق ذخیره ارز نفت درنروژ اصولاً به بودجه وصل نشدهاست و دولت نمیتواند ازمنابع آن برای مصارف بودجه، رقمی را پیشبینی کند.
منبع:
ویکی پدیا
ایبِنا
3 بهمن 1403