حقیقت امانت الهی

محمدامین مروتی

مولانا در در دفتر سوم به تفسیر آیه 72 سورۀ احزاب می پردازد که «ما امانت خود را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم ولی از برداشتن این بار سنگین تن زدند و بیم بنمودند. در حالی که انسان این بار امانت را بر دوش کشید که او بسی ظالم و نادان است.»

به نظر مولانا امانت الهی، عشق است که انسان را زیاده خواه می کند و دلیل تاریکی و نادانی انسان هم این فزون خواهی بوده که نمی دانسته کشیدن این بار امانت چه مایه دشوار است. او مانند خرگوشی است که نادانسته شیری را در کنار گرفته است و جان خود را به خطر افکنده است:

۴۶۷۳ کرد فَضْلِ عشق، انسان را فُضول زین فُزون‌جویی ظَلوم است و جَهول

۴۶۷۴ جاهِل است و اَنْدَرین مُشکل، شِکار می‌کَشَد خرگوش، شیری در کِنار

۴۶۷۵ کِی کِنار اَنْدَر کَشیدی شیر را گَر بِدانستیّ و دیدی شیر را؟

اما این ظلوم بودن بر خود و این جهول بودن، عین صواب و عدل است. جهل عاشقانه برتر از علم و ستم کردن بر خود به خاطر عشق هم نهایت عدل است:

۴۶۷۶ ظالِم است او بر خود و بر جانِ خَود ظُلْم بینْ کَزْ عدل‌ها گو می‌بَرَد

۴۶۷۷ جَهْلِ او مَر عِلْم‌ها را اوسْتاد ظُلْمِ او مَر عدل‌ها را شُد رَشاد

27 دی 1403