تاثیر سعدی و نظامی بر شعر حافظ
تاثیر سعدی و نظامی بر شعر حافظ
محمدامین مروتی
حافظ در دیوان خود بیشترین استفاده را از شعر سعدی، کمال الدین اسماعیل اصفهانی و خواجوی کرمانی کرده است. این استفاده گاهی به صورت تضمین مصرع و بیت و گاه به صورت استفاده از مضمون و کلمات شاعران دیگر بوده است.
سعدی می گوید:
کجا خود شکر این نعمت گذارم
که زور مردم آزاری ندارم
حافظ:
من از بازوی خود دارم بسی شکر
که زور مردم آزاری ندارم
سعدی:
بعضی مصرع های سعدی مثل:
من از آن روز که دربند توام آزادم/جز اینقدر نتوان گفت در جمال تو عیب/ در سراپای وجودت، هنری نیست که نیست/ دیوبگذرد از آن قوم که قرآن خوانند و.... عینا توسط حافظ تضمین شده اند.
بعضی مصرع ها هم با اندکی دخل و تصرف استفاده شده اند. نظیر:
باز پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
که حافظ گفته:
پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
یا:
"نفس عیسویت در لب شکرخا بود" که حافظ نفس را به معجر تبدیل کرده است.
سعدی گفته: "ای ماه سرقامت شکرانه سلامت"
حافظ گفته: "ای صاحب کرامت، شکرانۀ سلامت"
سعدی گفته:
قفا خورند و ملامت برند و خوش باشند
حافظ گفته:
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
سعدی گفته:
من دعا گویم اگر تو همه دشنام دهی
حافظ:
اگر دشنام فرمایی و گر نفرین، دعا گویم
سعدی: که روز هجر تو را خود ز عمر می نشمردم
حافظ: روز فراق را که نهد در شمار عمر
علاوه بر این ها، حافظ ده ها غزل سعدی را استقبال کرده است که شرحشان در این مختصر نمی گنجد.
خرمشاهی مقاله ای در باره تاثیر خواجوی کرمانی بر حافظ نوشته که نمونه هایش به حد کافی و وضوح این تاثیر را نشان نمی دهد.
حافظ از میان شاعران دیگر، توجه زیادی هم به نظامی و خصوصاً "ساقی نامه"های او داشته است.
نظامی می گوید:
هم قصه نانموده دانی
هم نامۀ نانوشته خوانی
حافظ هم می گوید:
....که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی
نظامی می گوید:
پری، پیکر نگارِ پرنیان پوش
بت سنگین دل سیمین بناگوش
حافظ می گوید:
ببرد از من قرار و طاقت و هوش
بت سنگین دل سیمین بناگوش
16 دی 1403
منبع:
ذهن و زبان حافظ/ بهاءالدین خرمشاهی