نسخه ها و تصحیحات معروف دیوان حافظ

محمدامین مروتی

ملاک تصحیح انتقادی و گزینش سه چیز است:

نسخه اقدم(قدیمی تر)

اجماع نسبی و ضبط اکثریت

آشنایی و توجه به سبک اندیشه و بیان نویسنده. یعنی می توان حافظ را با حافظ تصحیح کرد.

طبیعتاً در مورد تصحیح دیوان حافظ نیز این سه معیار مهم اند.

در مورد حافظ یک نکته مهم دیگر هم هست که اول بار دکتر خانلری بر آن انگشت تاکید نهاد و آن این که حافظ مدام در اشعار خود دست می برده و اصطلاحاً آن ها را ویرایش می کرده است و بنابراین ممکن است قرائت های متعددی از یک بیت در دست باشد که گزینش ذوقی هم در اینجا می تواند موثر و مفید باشد.

به تصریح اغلب حافظ پژوهان، حافظ غنی – قزوینی قابل اعتماد ترین نسخۀ دیوان او و بزرگترین نقطه عطف در تصحیح انتقادی دیوان حافظ است.

معهذا طبیعی است که مصححان بعدی؛ به نکاتی توجه کرده اند که از دید قزوینی و غنی دور مانده است و به سهم خود به تدوین نسخه های منقح تر و کم عیب تر اقدام کرده اند که خود این نسخه ها هم نمی تواند خالی از کمی و کاستی باشد.

به هر حال فضل تقدم و تقدم فضل با نسخه غنی و قزوینی است که خود بر اساس چند نسخه اقدم و تصحیح خلخالی انجام گرفته است.

نسخه های سایه و جلالی نائینی، نسخه هایی هستند که کوشیده اند اصل را بر نسخۀ قزوینی بنهند ولی در مواردی هم نکته های مورد نظر خود را اعمال کنند. به هر جهت نباید فراموش کرد که آنان بر شانه بزرگانی چون خلخالی و غنی نشسته اند.

متاسفانه کهن ترین چاپ های دیوان حافظ در ایران صورت نگرفته. نسخه ابوطالب تبریزی در فاصلۀ سالهای 1200 تا 1206 ه.ق در کلکته و نسخه محمدعلی پاشا در 1243ه.ق در مصر چاپ شد. اولین چاپ ایرانی دیوان حافظ در 1254 ق به طبع رسیده است.

اما تصحیح محمد قدسی(1287-1361ق) در 1314 ق در بمبئی و تصحیح خلخالی در 1306 ش در تهران به طبع رسید. ویژگی تصحیح خلخالی ابتنای آن بر قدیمی ترین نسخۀ مکشوف در 827 ق (35 سال پس از وفات حافظ) است.

تصحیح حسین پژمان در 1315 ش و تصحیح غنی-قزوینی در 1320 ش چاپ شد و هنوز معتبرترین نسخه ها محسوب می شود.

نسخه انجوی شیرازی در 1345 ش طبع گردید که مانند نسخه پژمان مشرب ذوقی دارد.

مسعود فرزاد در 1347 نسخه خود را چاپ کرد و ایرج افشار در 1348.

نسخه معتبر جلالی نائینی و نذیر احمد در 1350 و نسخه دکتر سلیم نیساری(متولد1299ش) در 1353. دکتر نیساری نقدهای معتنابهی به قزوینی و خانلری نوشته است.

روایت ذوقی شاملو در 1354 نشر یافت. نسخه خانلری در 1359. حافظ به سعی سایه در 1372.

اما "حافظ اندیشه" کاری است از دکتر مصطفی رحیمی که توسط نشر نور در 1371 به چاپ رسیده است.

رحیمی در این کتاب کوشیده است ناسازه های شعر حافظ را همساز کند. به گفته خودش، او برای این کار به جای منطق ارسطویی، از منطق دیالکتیکی بهره می گیرد تا بین می و معشوق زمینی و عرفانی و رندی و پارسایی و مستی و مستوری جمع کند.

شروح:

از میان شرح ها هم شرح سودی بوسنوی(متوفی 1006 ق)، در 4 جلد به زبان ترکی است و شیوه ادبی دارد.

شرح عباس زریاب خویی به نام " آیینه جام"(1368)، عمدتاً شرح مشکلات دیوان حافظ است.

"شرح غزل های حافظ" (1367)اثر دکتر هروی (1297-1372).

"حافظ نامه" شرح 250 غزل حافظ (1384).

"حافظ جاوید" (1375) نوشته هاشم جاوید که شرحی گزینشی در مورد غزل های دشوار است.

و شرح دکتر محمد استعلامی با نام "درس حافظ"(1382)

را می توان نام برد.

منبع:

ذهن و زبان حافظ/ بهاء الدین خرمشاهی

17دی 1403