رویکرد حافظ به گناه و حکمت آن
رویکرد حافظ به گناه و حکمت آن
محمدامین مروتی
بسامد می و معشوق زمینی در شعر حافظ چندان است که غیرقابل انکار است:
من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
محتسب داند که من این کارها کمتر کنم
اما این گرایش حافظ، فلسفه و حکمتی دارد که بی ذکر آن، سخن ناتمام می ماند.
سرّ تمایل حافظ به عشق و می زمینی، نخست به روزگاری برمی گردد که حافظ در آن می زید. روزگاری که به سر حد اشباعِ دروغ و ریا و تزویر رسیده است اما در مورد گناهان کوچکتر و شخصی و کم ضررتر، نهایت سخت گیری را می کرده اند:
مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
در چنین روزگاری، حافظ به عنوان نمایندۀ روح متعادل ایرانی، گناهان را به بزرگ و کوچک تقسیم می کند. گناه بزرگ و ام الفساد و مادر سایر گناهان، از نظر او دروغ است و ریا نه می و معشوق. خداوند گناهان کوچک را می آمرزد و گناهان بزرگ را نه:
لطف خدا بیشتر از جرم ماست
نکتۀ سربسته چه دانی؟ خموش
اما ریا را نمی بخشد:
گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
تا ریا ورزد و سالوس، مسلمان نشود
در حالی که اهل تزویر، گناهان دینی را بر می کشند و گناهان اخلاقی را فرو می نهند و این رویکرد، وارونه کردن دین محمد هم هست.
شخصی از پیامبر اکرم(ص) پرسید: ایشرب المومن(آیا امکان دارد مومن شرب خمر نماید)؟ پیامبر فرمود :آری سائل مجدداً سوال کرد: ایسرق المومن( آیا امکان دارد مومن سرقت کند)؟ پیامبر فرمود:آری. نامبرده پرسید: ایزنی المومن(آیا ممکن است که مومن زنا کند؟ پیامبر می فرماید:آری ،در پایان می پرسد: یا رسول الله ایکذب المومن (آیا امکان دارد مومن دروغ هم بگوید)؟ پیامبر می فرماید: هرگز ! چون دروغ با ایمان به خدا که تصدیق وحدانیت اوست قابل جمع نیست. (ابن عربی/ فتوحات مکیه/ السفر الخامس/ص 404)
از طرف دیگر ،گناه جزئی از ذات بشر و بخشی از فلسفه خلقت و کمال او است. فرشته است که نمی تواند گناه کند. فلسفه خلقت بشر به گناه کردن متکی است. در حدیث صحیح آمده است که اگر گناه نمی کردید، خداوند مردمی دیگر می آفرید تا گناه کنند و بیامرزدشان:
لولا أنكم تذنبون لخلق الله خلقًا يذنبون، فيستغفرون، فيغفر لهم (رواه مسلم)
سهو و خطای بنده گرش هست اعتبار
معنی عفو و رحمت پروردگار چیست؟
البته این احتمال هم هست که حافظ در عمل نه شراب می نوشیده و نه در پی معشوق بازی بوده باشد و فقط می خواسته ساز مخالف بزند ولی احتمال قوی تر این است که می هم می خورده و حتی برای آن فلسفه و منطق خود را داشته است.
14 دی 1403