شرح غزل شمارهٔ ۲۷۰۷ دیوان شمس (کجایید ای شهیدان خدایی)
شرح غزل شمارهٔ ۲۷۰۷ دیوان شمس (کجایید ای شهیدان خدایی)
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
محمدامین مروتی
این غزل از مقولۀ شهادت سخن می گوید و این که شهادت نوعی تکامل معنوی و حتی عرفانی است. شهیدانی مانند شهدای کربلا که عاشقانه جانشان را در راه خدا دادند:
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
مولانا شهدای کربلا را بلاجو توصیف می کند. بعنی کسی که دنبال بلا می روند و از آن ترسی ندارند.
کجایید ای سبک روحان عاشق
پرندهتر ز مرغان هوایی
آنان را سبک روحانی توصیف می کند که به واسطۀ همین سبکباری، از پرندگان هم سبقت می گیرند.
کجایید ای شهان آسمانی
بدانسته فلک را درگشایی
شاهان و بزرگانی که راه عروج را می دانند و در آسمان به رویشان گشوده است.
کجایید ای ز جان و جا رهیده
کسی مر عقل را گوید کجایی
کسانی که به جان تبدیل شده اند و مثل عقل از مکان رهیده اند.
کجایید ای در زندان شکسته
بداده وامداران را رهایی
کسانی که از زندان جسم رسته اند و جان را آزاد کرده اند. گویی جان در جسم به دلیل بدهی، زندانی بوده است.
کجایید ای در مخزن گشاده
کجایید ای نوای بینوایی
کسانی که درهای تنعم و ثروت های معنوی را گشوده اند و به نوا رسیده اند. اما نوایشان بی نوایی است یعنی تعلق خاطری به ثروت های مادی ندارند.
در آن بحرید کاین عالم کف اوست
زمانی بیش دارید آشنایی
به دریایی رفته اید که دنیا به مثابۀ کف روی آن است. معنی مصرع دوم روشن نیست. شاید می گوید ای شهیدان در این بحر خوب شنا می کنید. یا می گوید دراین دریا بیشتر شنا و جستجو کنید.
کف دریاست صورتهای عالم
ز کف بگذر اگر اهل صفایی
تجلیات دنیا همان کف دریاست و اهل صفا وابسته به کف نمی شوند.
دلم کف کرد کاین نقشِ سخن شد
بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
برای گفتن این سخنان، رنج بسیار بردم. اما اگر اهل دلی، بهتر است از سخن بگذری و از دلم بشنوی.
برآ ای شمس تبریزی ز مشرق
که اصل اصل اصل هر ضیایی
شمس تبریزی بار دیگر طلوع کن که حقیقت همه نورها و من جمله نور خورشید در آسمان، خود تو هستی.
16 دی 1403