شرح غزل شمارهٔ ۸۱۹ دیوان شمس (اندک اندک جمع مستان میرسند)
شرح غزل شمارهٔ ۸۱۹ دیوان شمس (اندک اندک جمع مستان میرسند)
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
محمدامین مروتی
غزل 819 فضایی از حلقه سماع را ترسیم می کند که مولانا با کمال توانایی توانسته آن را در پیش چشمان خواننده مجسم سازد.
اندک اندک جمع مستان میرسند
اندک اندک می پرستان میرسند
دراویش یکی یکی می رسند و به حلقه می پیوندند.
دلنوازان، نازنازان در ره اند
گلعذاران از گلستان میرسند
مولانا آنان را به صورت گل هایی می بیند که از گلستان معنا می آیند.
سرّ خَمُش کردم که آمد خوان غیب
نک بتان با آبدستان میرسند
این بیت در اکثر نسخه ها نیست. ولی معنایش این است که رازداری کردم. در نتیجه خوانی غیبی از آسمان فرود آمد و زیبارویان به پذیرایی از اهل دل پرداختند. آبدستان در گذشته نه چندان دور، کسانی را می گفته اند که حامل ابریقی برای شستشوی دست و رو بعد از غذا خوردن بوده اند.
اندک اندک زین جهان هست و نیست
نیستان رفتند و هستان میرسند
جهان ترکیبی از هستی و نیستی است. نیستان مردمان غافل اند و هستان اهل دل که به جمع مستان ملحق می شوند.
جمله دامنهای پُر زر همچو کان
از برای تنگدستان میرسند
مجلسی معنوی است که همه از زر معنا، آکنده اند تا گدایان و گرسنگان معنا را از تنگدستی به در آورند.
لاغرانِ خسته از مرعای عشق
فربهان و تندرستان میرسند
لاغران خسته کسانی هستند که پای در راه سلوک ننهاده اند اما اگر در مرتع عشق چرا کنند، به جهت معنا فربه می شوند.
جان پاکان چون شعاع آفتاب
از چنان بالا به پستان میرسند
در این مجالس، جان های پاک هم از آسمان به زمین فرود می آیند و مشارکت می کنند.
خرم آن باغی که بهر مریمان
میوههای نو زمستان میرسند
برای اهل دلانی چون مریم، میوه های غیبیِ معنوی، از خوانی آسمانی- حتی در زمستان- نازل می شود.
اصلشان لطفست و هم واگشت لطف
هم ز بستان سوی بستان میرسند
این میوه ها، خاستگاهی معنوی و لطیف دارند و از بوستان غیب به بوستان اهل دل می رسند تا آنان را از مائده های معنا سیر نمایند.
13 دی 1403