روز و روزگار امیر عباس هویدا
روز و روزگار امیر عباس هویدا
محمدامین مروتی
هویدا (1298-1358) در خانواده ای روشنفکر زاده شد. به اقتضای دیپلمات بودن پدر، تحصیلاتش را در مدرسه فرانسوی بیروت به انجام رساند. به فرانسوی و عربی و سپس انگلیسی مسلط شد. حتی فرانسوی را از فارسی بهتر صحبت می کرد.
علاقمند به روشنفکری فرانسوی و اهل مطالعه بود. با صادق هدایت دوست بود. روشنفکری که با حکومت همکاری می کرد و همین همکاری باعث شد آل احمد و گلستان و شاملو با او در افتادند. گلستان یک بار به او گفته بود "تو روحت را به شیطان فروخته ای" و او دم نزده بود. پیش از هویدا کسانی مانند خلیل ملکی همراهی با حکومت برای پیش بردن اصلاحات را جایز شمرده بودند اما این کار برای امثال گلستان و آل احمد، تابو و خط قرمز بود.
دوستی او یا حسنعلی منصور پایش را به سیاست باز کرد. منصور معتقد بود که شاه باید سلطنت کند نه حکومت و بر سر همین موضوع درگیری هایی با اسدالله علم داشت. به همین دلیل شاه از ترور او توسط فداییان اسلام ناراحت نشد و در سال 43 نخست وزیری را به هویدا پیشنهاد کرد. پیش از آن هویدا وزیر دارایی کابینه منصور بود. با هم "کانون مترقی" را بنیاد نهادند که بعدها تبدیل به "حزب ایران نوین" شد.
هویدا معتقد بود برای اصلاحات باید با حکومت همراه شد اما به تدریج به یک پادوی انجام اوامر ملوکانه تبدیل شد و به دلیل همین فرمان پذیری به مدت سیزده سال تا مرداد 56 در قدرت ماند.
تا سال 50 هویدا کماکان آرمانهای خود را داشت. ایران رشد اقتصادی 11 درصد و تورم 4 در صد را تجربه کرد. اما از آن به بعد که مصادف با افزایش انفجاری قیمت نفت بود، اعلیحضرت، عملاً وظایف کابینه را هم به عهده گرفت به گونه ای که هویدا می گفت نخست وزیر شاه است و من یکی از وزرای شاه هستم. مع هذا در سمت خود ماند.
خوی فرمان پذیری هویدا نسبت به زنش لیلا امامی هم وجود داشت. در سال 45 با او ازدواج کرد و درسال 50 از او جدا شد. وی پیشنهاد شاه برای سفارت بلژیک را نپذیرفت و عملاً خود را به حکومت برآمده از انقلاب تسلیم کرد در حالی که می توانست مانند سایرین جان از مهلکه به در برد.
شاه علیرغم توصیه اقتصاددانان ریخت و پاش دلارهای نفتی را آغاز کرد که به افزایش نقدینگی و تورم و نارضایتی مردم انجامید. سازمان برنامه و بودجه را تعطیل کرد به این بهانه که عده ای مارکسیست آمریکایی آنجا هستند. سازمان برنامه، با محاسبات اقتصادی در بهار 56 انقلاب ایران را پیش بینی کرده بود. شاه گفته بود 34 سال ایران را بدون کارشناس اداره کرده ام. از این به بعد هم می کنم.
در سال 53 حزب رستاخیز را جایگزین حزب مردم و ایران نوین کرد. ایده ی حزبی واحد با دوشاخه لیبرال و محافظه کار در درون خود ایده ساموئل هانتینگتون بود که شاه از آن متاثر شد ولی در عمل این حزب هم وسیله اجرای منویات ملوکانه شد و کاریکاتوری شد از آن چه مورد نظر هانتینگتون بود.
منوچهر آزمون که از توده ای های سابق بود به شاه پیشنهاد کرده بود که خود رهبری انقلاب را به عهده بگیرد و به اصلاح امور بپردازد. شاه در عمل همین رویه را پیش گرفت هر چند خود می گفت داریم به تابوت خود میخ می کوبیم. هم به تابوت خود و نظام سلطنتی و هم بر تابوت نخست وزیر مطیع و سیزده ساله اش.
هویدا قربانی سیستمی شد که خود نیز-ولو نه با رضایت قلبی- جزئی از آن شده بود. در زمان مرگ مال و اموالی برای مصادره نداشت.
منبع:
اندیشه پویا شماره 92 مهر 1403
23 مهر 1403