معرفی کتاب بیشعوری اثر خاویر کرمنت
معرفی کتاب بیشعوری اثر خاویر کرمنت
بیشعوری کتابی با مضمون طنز است که به «تجاوز حماقتآمیز اما آگاهانه به حقوق دیگران» در عصر معاصر اشاره دارد، این کتاب نوشته خاویر کرمنت است.
این کتاب نخستین بار توسط محمود فرجامی در سال ۱۳۸۶ ترجمه شد و به دلیل عدم دریافت مجوز نشر به صورت رایگان برای دانلود روی سایت شخصی وی قرار گرفت. سرانجام در سال ۱۳۹۳ توسط انتشارات تیسا در ۲۳۲ صفحه منتشر و به سرعت تبدیل به یکی از پرفروشترین کتابهای غیرداستانی شد.
کتاب بیشعوری نوشته خاویر کرمنت، به بررسی و نقد رفتارهای ضد اجتماعی و خودخواهانهای میپردازد که در افراد مختلف دیده میشود. نویسنده در این کتاب، این رفتارها را به عنوان یک بیماری به نام بیشعوری معرفی میکند و علائم و نشانههای آن را شرح میدهد. کرمنت نویسنده کتاب بیشعوری، با لحنی طنز و گزنده، نمونههایی از رفتارهای بیشعورانه را در موقعیتهای مختلف زندگی روزمره بیان میکند و خواننده را به تأمل در این موضوع وا میدارد. او معتقد است که بیشعوری یک بیماری مسری است و میتواند به روابط افراد، محیط کار و جامعه آسیب برساند. کتاب بیشعوری از زمان انتشار تاکنون مورد استقبال زیادی قرار گرفته است و به زبانهای مختلف ترجمه شده است. بهترین ترجمه کتاب بیشعوری توسط محمود فرجامی انجام شده که در حال حاضر در فیدیبو در دسترس است.
خاویر کرمنت نویسندهای فرانسوی است. کرمنت در نگارش آثار خود از لحنی طنز و گزنده استفاده میکند. آثار او عمدتاً بر نقد رفتارهای ضد اجتماعی و خودخواهانه تمرکز دارند.
کتاب بیشعوری به خواننده کمک میکند تا رفتارهای ضد اجتماعی و خودخواهانه را که در افراد مختلف دیده میشود، به درستی بشناسد. نویسنده با ارائه تعریفی از بیشعوری و شرح علائم و نشانههای آن، به خواننده یاری میرساند تا این رفتارها را در خود و دیگران تشخیص دهد.
با خواندن این کتاب، خواننده یاد میگیرد که چگونه با دیگران با احترام و همدلی رفتار کند و از بروز رفتارهای خودخواهانه و ضد اجتماعی پرهیز کند.
مترجم کتاب بیشعوری – محمود فرجامی – در مقدمه خود مینویسد:
بیشعوری حماقت نیست و بیشتر بیشعورها نهتنها احمق نیستند، که نسبت به مردم عادی از هوش و استعداد بالاتری برخوردارند. خودخواهی، وقاحت و تعرض آگاهانه به حقوق دیگران که بنمایههای بیشعوریاند، بیشتر از سوی کسانی اعمال میشود که از نظر هوش، معلومات، موقعیت اجتماعی و سیاسی و وضع مالی، اگر بهتر از عموم مردم نباشند، بدتر نیستند.
پشت جلد کتاب بیشعوری متنی آمده است که به خوبی تصویری از بیشعوری و افراد بیشعور ارائه میکند. سوالهایی در این متن پرسیده میشود که بدون شک بیشتر ما پاسخ مثبتی برای آنها داریم:
آیا از اینکه همسایهتان زبالههایش را در جوی آب میریزد عصبانی هستید؟ آیا تا به حال پیش آمده که در ادارهای برای گرفتن یک امضا روزها و ساعتها در آمدوشد باشید؟ آیا احساس میکنید برخوردهای رئیستان با شما توهینآمیز است؟ آیا با شنیدن حرفهای سیاستمداران دچار رعشه و ناسزاگویی میشوید؟ هیچ دلتان خواسته یک صندلی را بر فرق پزشکی بکوبید که بدون آنکه اجازه بدهد در مورد بیماریتان توضیحی بدهید شروع به نوشتن نسخه کرده است؟ ....
تقریبا همه در این امر اتفاق نظر دارند که بیشعور کسی است که رفتار وقیح و نفرتانگیزی را به صورت کاملا ارادی و عمدی از خود بروز میدهد و از ایجاد اختلالی که در کارها به وجود آورده و آزاری که به دیگران رسانده قلبا خوشحال است. (کتاب بیشعوری – صفحه ۵۲)
بی شعوری صفت کسانی است که ملاحظه و رعایت دیگران را نمی کنند. بر اساس خودخواهی و نادیده گرفتن دیگران عمل می کنند. منافع خود را بر منافع دیگران ترجیح می دهند و این رفتارهایشان را تحت عنوان زرنگی توجیه می کنند.
نوبت دیگران را در صف رعایت نمی کنند.
در رانندگی، قوانین را زیر پا می گذارند. سبقت بیجا می گیرند. لایی می کشند. دیگران را به معرض خطر می گذارند.
محیط زیست را آلوده می کنند و آشغال هایشان را در همه جا رها می کنند.
از آزار دیگران لذت می برند و کیف می کنند.
رفتارهای حال به هم زن مانند آروغ زدن، فین در مقابل دیگران یا فروکردن انگشت در دماغ یا ریختن آب دهان و بینی در معابر عمومی می کنند.
جلوی پارکینگ مردم توقف می کنند و در مقابل اعتراض دیگران، طلبکار هم هستند و رفتارشان را توجیه می کنند.
حرف دیگران را نمی شنوند و فقط حرف خود را می زنند.
پزشکی که بدون شنیدن سخن بیمار نسخه می نویسد یا ساعات مدید او را در مطب معطل می کند، بیشعوری خود را نشان می دهد.
همسایه ای که صدای خروس و سگش خواب دیگران را مختل می کند نیز بیشعور است.
همسایه ای که شارژ خدماتش را رعایت نمی کند بی شعوری خود را نشان می دهد.
مدیر و رئیسی که از موقعیت خود برای زور گفتن به زیردستان سوء استفاده می کند و بدتر از همه حکومتی که به شهروندانش زور می گوید نماد بیشعوری هستند.
مردی که از ضعف جسمی همسرش سوء استفاده می کند و به او زور می گوید نماد دیگر بیشعوری است.
در یک کلمه بیشعور کسی است که خودخواهانه با دیگران برخورد می کند و حق دیگران را پایمال می کنند. برای اینکه خودش را راحت کند، دیگران را ناراحت می کند و چه بسا که از آزار دیگران لذت می برد. بیشعوری ترکیبی از خودخواهی، مردم آزاری و کوتاه فکری است. نکته مهم دیگر این است که بیشعور عمل خود را توجیه و حتی نوعی زرنگی تلقی می کند.
در مورد این کتاب یک نکته مهم و اساسی وجود دارد که نباید آن را از یاد برد. خواننده کتاب بیشعوری باید مراقب باشد در دام خودبرتربینی (!) گرفتار نشود. پس وقتی سراغ این کتاب رفتید باید با این ذهنیت شروع به خواندن آن کنید که من در پی اصلاح رفتار خودم هستم نه اینکه انسانهای بیشعور را بهتر بشناسم که فردا در خیابان یا سر کار یا هرجای دیگر آنها را شناسایی کنم.
این کتاب را برای آن نخوانید که از این به بعد هر رفتار نامناسب و نادرستی مشاهده کردید، فورا به آن شخص کتاب بیشعوری را معرفی کنید.
بهشخصه هنگام مطالعه کتاب، کاغذ و قلمی در کنار خودم قرار دادم و بعد از هرفصل، رفتارهای نامناسب خودم را یادداشت میکردم تا در مورد آنها فکر کنم و با رفتارهای بهتر و مناسبتری جایگزینشان کنم. چیزی که در انتهای به عنوان تمرین نیز آمده است و از خواننده میخواهد این کار را انجام دهد.
به شما هم پیشنهاد میکنم هنگام مطالعه این کتاب از همین روش استفاده کنید. من فکر میکنم بهترین راه برای داشتن جامعهای بهتر و فرهنگی غنیتر این است که از خودمان شروع کنیم و رفتارهای خودمان را اصلاح کنیم. چون در نهایت این تک تک ما هستیم که جامعه را شکل میدهیم.
سختترین مرحله در درمان و ترک بیشعوری همان مرحله نخست است؛ یعنی پذیرفتنِ بیشعور بودن. هیچکس دوست ندارد قبول کند که بیشعور است و بنابراین لحظه برداشتن نخستین گام، دردآور است. لحظهای که رسیدن به آن، شهامت و اراده بالایی نیاز دارد. (کتاب بیشعوری – صفحه ۲۰۹)