حرفی از آن هزاران....
آیه هفته:
رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ: پروردگارا ما را با گروه حاکمان ستمکار قرار مده. (اعراف /۴٧)
شعر هفته:
برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم
که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند
گوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود
برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است
سخن بگوییم (مارگوت بیکل/ ترجمه شاملو)
کلام هفته:
جوانی که سوسیالیست نباشد، قلب ندارد و پیرمردی که سوسیالیست مانده باشد، مغز ندارد.( ژرژ کلمانسو)
داستانک:
گویندکه: اندر وقت بومسلم[خراسانی] مروزی درویشی بیگناه را به تهمت دزدی بگرفتند و به چهار طاق مرو باز داشتند چون شب اندر آمد، بومسلم پیغمبر را علیه السّلام به خواب دید که وی را گفت: «یا با مسلم، مرا خداوند به تو فرستاده است که دوستی از دوستان من بی جرمی اندر زندان توست. برخیز و وی را بیرون آر.» بومسلم از خواب بجست و سر و پای برهنه به در زندان دوید و بفرمود تا در بگشادند و آن درویش را بیرون آورد و از وی عذر خواست و گفت: «حاجتی بخواه.» درویش گفت: «ایّها الأمیر، کسی که او خداوندی دارد که چنین نیم شبان بومسلم را سر و پا برهنه از بستر گرم برانگیزد و بفرستد تا او را از بلاها برهاند روا باشد که او از دیگری سؤال کند و حاجت خواهد؟» بومسلم گریان گشت و درویش برفت.... (کشف المحجوب هجویری)
طنز هفته:
خدایا برای خودم چیزی نمیخوام، فقط به پدر و مادرم یه اقا داماد با شخصیت پولدار و خوش تیپ بده. بگید الهی آمین!