ماهیت فرشته و شیطان

محمدامین مروتی

به نظر مولانا ملائک از جنس عقلند اما به اقتضای حکمت الهی صورت یافته اند:

۳۱۹۴ چون مَلَک با عقل یک سَررِشْته‌اند بَهرِ حِکْمَت را دو صورت گشته‌اند

ظاهر فرشته، بال و پر است و باطن آن، عقلی که از پر می گذرد و به فر و نور می رسد:

۳۱۹۵ آن مَلَک چون مُرغ، بال و پَر گرفت وین خِرَد، بُگْذاشت پَرّ و، فَر گرفت

پس هر دو پشت و پشتیبان همند و با هم در یک مسیر می روند:

۳۱۹۶ لاجَرَم هر دو مُناصِر[1] آمدند هر دو خوش رُو، پُشتِ همدیگر شُدند

فرشته و عقل واجد حقند و به انسان کمک و سجده می کنند:

۳۱۹۷ هم مَلَک، هم عقل، حَق را واجِدی هر دو آدم را مُعین و ساجِدی

نفس و شیطان هم ماهیت یکسانی دارند و دشمن آدمند:

۳۱۹۸ نَفْس و شَیْطان بود زَاوَّل واحِدی بوده آدم را عَدوّ و حاسِدی

نفس و شیطان انسان را به چشم جسم دیدند و از او گریزان شدند و عقل و فرشته او را نور دیدند و سجده اش کردند:

۳۱۹۹ آن کِه آدم را بَدَن دید، او رَمید وان کِه نورِ مُؤتَمَن دید، او خَمید

عقل و فرشته از دیدن انسان، روشن شدند ولی نفس و شیطان او را به چشم خاک می دیدند:

۳۲۰۰ آن دو دیده‌روشَنان بودند ازین وین دو را، دیده ندیده غَیرِ طین[2]

مولانا می گوید سخنم گویا نیست و در گروهی در نمی گیرد. گروهی که مانند یهود از انجیل و مانند شیعه، از عمر و مانند کر از بربط، نفرت دارند:

۳۲۰۱ این بَیان اکنون چو خَر بر یَخْ بِمانْد چون نَشایَد بر جُهود، اِنْجیل خوانْد

۳۲۰۲ کِی تَوان با شیعه گفتن از عُمَر؟ کِی تَوان بَربَط[3] زدن در پیشِ کَر؟

اما اگر در گوشه ای کسی باشد که پیامم را بگیرد برایم کافی است:

۳۲۰۳ لیک گَر در دِهْ به گوشه، یک کَس است های و هویی که بَرآوَرْدَم بَسْ است

اگر کسی لیاقتش را داشته باشد می تواند از سنگ و کلوخ بی زبان هم بیاموزد:

۳۲۰۴ مُسْتَحِقِّ شرح را سَنگ و کُلوخ ناطِقی گردد مُشَرِّح با رُسوخ [4]

27 خرداد 1403


[1] مُناصر: یاور و پشتیبان

[2] طین: خاک

[3] بربط: آلت موسیقی

[4] مشرح: شرح دهنده/ با رسوخ: نافذ