تفاوت آدم و ابلیس

محمدامین مروتی

مولانا در دفتر چهارم مثنوی می گوید تو مگر فرزند آدم نیستی که در برابر خدای دانا، گناه را گردن گرفت و از آن توبه کرد:

۳۲۳ از پدر آموز کآدم در گُناه خوش فُرود آمد به سوی پایْگاه

۳۲۴ چون بِدید آن عالِمُ الْاَسْرار را بر دو پا اِسْتاد اِسْتِغْفار را

آدم پشیمان شد و زاری کرد. بهانه جویی نکرد و از این شاخ به آن شاخ نرفت و گناه خود را پذیرفت و خاکستر نشین شد. یعنی به زمین هبوط کرد:

۳۲۵ بر سَرِ خاکسترِ اَنْدُه نِشَسْت از بَهانه، شاخْ تا شاخی نَجَست

پس ای بشر! اگر مرتکب گناهی شدی، مانند بابایت، با فروتنی آن را گردن بگیر و مثل ابلیس بی چشم و رو آن را توجیه نکن و به گردن خدایت نینداز:

۳۴۵ تو هم ای عاشق چو جُرمَت گشت فاش، آب و روغن تَرک کُن، اِشْکَسته باش

۳۴۶ آن کِه فرزندانِ خاص آدم‌اَنْد نَفْحه ی اِنّا ظَلَمْنا[1] می‌‌دَمَند

۳۴۷ حاجَتِ خود عَرضه کُن، حُجَّت[2] مگو هَمچو اِبْلیسِ لعینِ سَخت‌‌رو[3]

ابوجهل به واسطه کین توزی و دشمنی از پیامبر طلب معجزه می کرد ولی ابوبکر به محض دیدن پیامبر، به صدق او ایمان آورد و گفت این چهره نمی تواند دروغگو باشد:

۳۴۹ آن اَبوجَهْل از پَیَمبر مُعْجزی خواست هَمچون کینه‌وَرْ تُرکی، غُزی[4]

۳۵۰ لیکْ آن صِدّیقِ حَق، مُعْجِز نخواست گفت این رو خود نگوید جُز که راست

14 اردیبهشت 1403


[1] آدم و حوا بر خلاف شیطان پشیمانی و توبه کردن و عبادت را برای جبران گناهانشان آموختند:

سوره اعراف آیه 23: قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ‏: گفتند: اى پروردگار ما، به خود ستم كرديم و اگر ما را نيامرزى و بر ما رحمت نياورى از زيان‌ديدگان خواهيم بود.

[2] حجّت در اینجا به معنی دلیل نیست بلکه به معنی بهانه تراشی و توجیه خطای خویش است.

[3] سخت رو: گستاخ

[4] غُز نامی است که عربها بر طایفه ترکانِ اُغُز نهاده اند. اینان قومی خونخوار و وحشی از ترکمانان ساکن در ماوراء النهر بودند که در عهد سلطان سنجر (آخرین پادشاه سلجوقی) یاغی شدند.