صورت و سیرت بشر
صورت و سیرت بشر
محمدامین مروتی
اشاعره معتقد بودند که عقل مستقل از شرع قادر به تشخیص نیک و بد نیست و به عبارتی حسن و قبح شرعی است.
معتزله معتقد بودند که عقل مستقل از شرع هم می تواند خوبی را از بدی تشخیص دهد. پس حسن و قبح عقلی است.
اما می توان فراتر از هر دو نحله رفت و گقت حسن و قبح نه شرعی و نه عقلی، بلکه فطری است. یعنی انسان به صرافت طبع می تواند خوب را از بد تشخیص دهد اگر گرفتار القائات محیطی نشده باشد. انسان فطرتاً نیکی را بر بدی ترجیح می دهد ولی برای تشخیص مصادیق نیکی و بدی به عقل نیاز دارد.
اخلاق مقدم بر اندیشه است. نیکی و بدی مردمان مقدم بر اعتقادات ایشان است.
انسان ها پیش از آنکه درخور برچسب های فکری و عقیدتی باشند، انسان اند.
یک انسان خوب می تواند یک دیندار خوب یا یک آتئیست خوب شود.
یک انسان بد یک دیندار یا آتئیست بد می شود.
یک انسان خوب می تواند یک چپ یا راست، یک ملی گرا یا لیبرال خوب باشد.
یک انسان بد یک چپ یا راست یا ملی گرا یا لیبرال بد می شود.
شخصیت و تیپ شخصیتی انسان هاست که محتوای عقایدشان را می سازد. چپ و راست یا متدین و غیرمتدین یا ملی گرا و جهان گرا یا لیبرال و سوسیالیست، شکل و فرمهایی هستند که محتوای شخصیت ما را در برمی گیرند. سیرت بشر را شخصیت اخلاقی او می سازد و صورتش را افکار و اندیشه هایش. عقاید و باور ها تنها این شخصیت را "تشدید" می کنند. آن را موجه و مدلل می سازند. به قول معروف، "آنچنان را آنچنان تر می کنند".
در حقیقت، محتوای شخصیتی انسان ها در برداشت شان از دین، از علم، از سوسیالیسم و لیبرالیسم ریزش می کند. به همین دلیل دیندار خوب و بد داریم، چپ خوب و بد داریم و.....
دین، انسانِ بد را بدتر و انسانِ خوب را خوب تر می کند. چرا؟ زیرا برای بد بودن یا خوب بودنش دلیل و توجیه فراهم می کند. سایر عقاید و باور ها نیز چنین اند. انسان خوب می تواند چپ خوب و لیبرال خوب و متدین خوبی باشد. انسان بد، هر تفکری داشته باشد، به طرف نسخه ی بد آن تفکر جذب می شود.
انسان ها را باید از روی کردارشان ارزیابی و داوری کرد نه از روی مدعاها و شعارها و گفتارشان. در عمل، انسان های خوب، با هر عقیده و باوری، جهان را به جای بهتری برای زیستن تبدیل می کنند و بالعکس.
15 فروردین 1403