حکایت بنی قریظه
حکایت بنی قریظه
محمدامین مروتی
داستان یهود بنی قریظه، به دلیل اغراض سیاسی، اعوجاج بسیار پیدا کرده است.
اینکه پیامبر هفتصد یهودی را در چند روز از دم تیغ گذراند.
در این باب معمولاً به قصه پردازی های ابواسحاق و طبری استناد می شود.
اما کم و کیف و بستر این رویداد تاریخی چگونه بوده است؟
خلاصه ماجرا این بوده که درسال پنجم هجری ابوسفیان مدینه را محاصره می کند. مسلمانان خندقی به دور شهر می کشند (جنگ خندق) و مقاومت می کنند تا اینکه مکیان نومید می شوند و برمی گردند.
بنی قریظه متحد مسلمانان در برابر مشرکان بوده اند. اما عهدشکنی می کنند و با مشرکان متحد می شوند. در جنگ شکست می خورند. به اسارت درمی آیند. برای تعیین تکلیف اسرا به پیامبر مراجعه می کنند. عرف و رسم روزگار این بوده که مردان کشته شوند و زنان و کودکان به اسارت روند و اموالشان مصادره شود.
سید محمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان آوردهاست:
"رسول خدا در پاسخ بنیقریظه که پیشنهاد کردند یک نفر را حکم قرار دهد، فرمود: هر یک از اصحاب مرا که خواستید میتوانید حکم خود کنید، بنیقریظه، سعد بن معاذ را اختیار کردند. آنگاه رسول خدا دستور داد مقاتلان ایشان را - که بهطوریکه گفتهاند ششصد نفر بودند - کشتند." (طباطبایی، سید محمدحسین. «سرانجام یهودیان بنی قریظه و حکمیت سعد بن معاذ دربارهٔ آنها». تفسیر المیزان، جلد ۱۶)
سعد بن معاذ طبق تورات و قانون موسی در سفر تثنیه (۲۰:۱۰–۱۴) بر ایشان حکم کرد:
" 10 چون به شهری نزدیک آیی تا با آن جنگ نمایی، آن را برای صلح ندا بکن. 11 و اگر تو را جواب صلح بدهد، و دروازهها را برای تو بگشاید، آنگاه تمامی قومی که در آن یافت شوند، به تو جزیه دهند و تو را خدمت نمایند.12 و اگر با تو صلح نکرده، با تو جنگ نمایند، پس آن را محاصره کن.13 و چون یهوه، خدایت، آن را به دست تو بسپارد، جمیع ذکورانش را به دم شمشیر بکش. 14 لیکن زنان و اطفال و بهایم و آنچه در شهر باشد، یعنی تمامی غنیمتش را برای خود به تاراج ببر، و غنایم دشمنان خود را که یهوه خدایت به تو دهد، بخور."
مالک بن انس، ابن اسحاق راوی اصلی این جریان را دجال مینامد، دلیل این نامگذاری، نقل داستان غزوات پیامبر اسلام با یهودیان از قول فرزندان یهودی عنوان شدهاست.
البته این کار موافق قوانین حقوق بشری امروز و حتی قوانین دوران جنگ امروز نبوده است ولی طبیعی و منطقی و معقول است که هر روزگاری قوانین حقوق بشری و جنگی خود را دارد. ضمناً نباید از یاد ببریم که این کشتار به زمان جنگ مربوط است نه زمان صلح و این همان کاری است که همه لشکرها، با کشور و لشکر مغلوب می کردند.
20 اسفند 1402