تداخل موضوعی تعدد زوجات و حقوق ایتام

محمدامین مروتی

پیامبر اسلام که طعم یتیمی را چشیده بود، اهتمام خاصی به حقوق ایتام داشت: أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَىٰ؟: آيا تو را يتيم نيافت و پناهت داد؟ (ضحی/6)

اما دختران یتیم، ستم مضاعفی را تحمل می کردند. اموالشان توسط بزرگان خانواده و فامیل و سرپرستان شان، خورده می شد و بعضاً مورد سوء استفاده هم قرار می گرفتند:

وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً‏: مال يتيمان را به يتيمان دهيد و حرام را با حلال مبادله مكنيد. و اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است. (نساء/ 2)

حقوق زنان به عناوین مختلف عرفی در صدر اسلام پایمال می شد. اسلام در جهت تعدیل و تخفیف این ستم ها جهت گیری کرد:

آیه 3 سوره نسا که غالباً به عنوان جواز تعدد زوجات معرفی شده است، مشخصاً در مورد همین دختران یتیم است. می فرماید برای اینکه مال ایشان را نخورید و از ایشان سوء استفاده نکنید، بهتر است دو یا سه یا حداکثر چهارتایشان آنان را تزویج کنید و اگر بیم ستم دارید به یک نفر اکتفا کنید.

وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُوا: اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو دو، و سه سه و چهار چهار به نكاح درآوريد. و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا هر چه مالك آن شويد. اين راهى بهتر است تا مرتكب ستم نگرديد.(نساء / 3)

این آیه - با نادیده گرفتن کامل موضوع ایتام، که محور اصلی آیه است- مستندِ دفاع از تعدد زوجات قرار گرفته است. درحالی که مضمون آیه، اساسا جهت دفع این ستم و ازدواج با غیریتیمان است. خداوند اگر می خواست تعدد زوجات را مطرح کند، چرا باید آن را به موضوع ایتام ربط می داد و چرا به صورت شفاف و روشن حکم را بیان نمی کرد؟

اما موضوع تعدد زوجات هم عرف روزگار بوده نه تاسیس اسلام. اسلام تعدد نامحدود زوجات را به تحدد نظام مند آن تبدیل کرد و در عین حال تک همسری را عادلانه تر دانسته است. چنان که در آیه 129 می فرماید ممکن نیست بتوانید عدالت را بین همسرانتان برقرار کنید. یعنی عدالت را موکول به محال می کند. خداوند در این آیه عدالت بین زنان را که قبلا بدان سفارش کرده را ناممکن می داند و راه را برای تحدید بیشتر زوجات باز می کند. در آیه 3 می فرماید بهتر است به یک زن اکتفا کنید و در آیه 129 می فرماید برقراری چنین عدالتی ناممکن است و بدین ترتیب قدم به قدم تک همسری را تشویق می کند:

وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ:‏ و شما هرگز نمى‌توانيد ميان زنان عدالت كنيد هر چند [بر عدالت‌] حريص باشيد! ....( نساء/129)

اما سیره پیامبر چه به ما می گوید؟

پیامبر خود زنان متعددی داشت؟ چرا ایشان به یک زن اکتفا نکرده اند و حتی بیش از چهار زن داشته اند؟

پاسخ ها در این مورد متعدد بوده است. عده ای گفته اند گذاشتن سقف برای زنان در سوره نسا پس از ازدواج های ایشان بوده است. تحقیق این نکته موکول به استخراج زمان نزول آیه است که نشان می دهد سوره نسا بعد از سوره هایی مانند احزاب نازل شده است. در همین سوره احزاب خداوند پیامبر را از گرفتن زنان بیشتر در هر شرایطی منع می کند:

‏ لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيباً ‏: ‏بعد از اين ، ديگر زني بر تو حلال نيست ، و نمي‌تواني همسرانت را به همسران ديگري تبديل كني هر چند جمال آنان تو را به شگفت درآورد ، مگر كنيزان . خداوند ناظر و مراقب بر هر چيزي است.‏ (أحزاب/ 52)

پاسخ دوم این است که آنچه در این آیه آمده توصیه به تک همسری است نه الزام آن.

پاسخ سوم که معقول تر است این است که ازدواج های پیامبر جنبه سیاسی و تالیف قلوب بین قبایل داشته است. چنانکه در سوره می فرماید هبه کردن زنان مختص پیامبر است.

شاهد این مدعا آن است که پیامبر تا 50 سالگی به خدیجه اکتفا کرده بودند که حدود پانزده سال از او بزرگتر بود و تنها پس از فوت خدیجه، ازدواج های متعدد داشتند.

10 اسفند 1402