انسان شناسی قرآن

محمدامین مروتی

در قرآن ویژگی های بسیار متفاوتی به بشر نسبت داده شده است.

از طرفی انسان بر همه موجودات دیگر کرامت و برتری دارد:

وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً ‏: ‏ما آدميزادگان را گرامي‌داشته‌ايم و آنان را در خشكي و دريا حمل كرده‌ايم و از چيزهاي پاكيزه و خوشمزه روزيشان نموده‌ايم و بر بسياري از آفريدگان خود كاملاً برتريشان داده‌ايم.‏ (إسراء/70)

و به نیکوترین صورتی آفریده شده است:

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ: [كه] براستى انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم. (تين/ 4‏)

در عین حال همین انسان عجول است:

خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ:‏ انسان از شتاب ساخته شده است. (أنبياء/37)

حریص و بی طاقت است:

إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً ‏:‏آدمي كم‌طاقت و ناشكيبا آفريده شده است.‏ (معارج/19‏)

کم ظرفیت و بیقرار است و جزع و فزع راه می اندازد:

إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً:‏ چون شرّى بدو رسد بيقرارى كند. (معارج/20‏)

بخیل و خسیس و مناّع الخیر است:

وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً:‏ و چون مالى به دستش افتد بخل مى‌ورزد. (معارج/21‏)

در رنج و زحمت آفریده شده است:

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ : ‏براستى كه انسان را در رنج آفريده‏ايم. (بلد/4)

آیا صفات دسته اول با صفات دسته دوم تعارض ندارند؟ چگونه انسان هم کرامت دارد و احسن تقویم است و هم حریص و بیقرار و ناشکیبا؟

پاسخ شاید این باشد که کرامت بشر به خاطر اختیار و آگاهی اوست و همین اختیار و آگاهی و امکان انتخاب بین خیر و شر، این کرامت و تقویم را بدو بخشیده است.

اما صفات دسته دوم به نحوه استفاده از این اختیار برمی گردد که در کثیری و بلکه اکثر آحاد بشر، استفاده ی خودخواهانه و متکبرانه ای است و این از آنجاست که انسان فراموش می کند که از هیچ آفریده شده است:

هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئاً مَّذْكُوراً ‏: آيا ( جز اين است كه ) مدّت زماني بر انسان ( در شكم مادر ، به گونه نطفه و جنين ) گذشته است و او چيز قابل ذكر و شايسته توجّه ای نبوده است‌؟ !‏( إنسان/1)

و به سبب دنیاپرستی، نسبت به آفریدگارش ناسپاس می شود:

يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ : ‏اي انسان ! چه چيز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است و فریبت داده.‏ (انفطار/6)

كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى: حقا كه انسان سركشى مى‏كند،

أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى‏: ‏اگر خود را بي‌نياز ببينند.‏(علق/6 و 7)

و اگر قدر کرامت و تقویم خود را نداند در خسران و زیان می افتد و اگر بداند راهیاب می شود:

‏‏ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ:كه واقعا انسان دستخوش زيان و خسران است.

إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ: مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده‏اند. (عصر/2 و 3)

15 اسفند 1402