نظام احسن و خطای قلم صنع

محمدامین مروتی

وجود شرور طبیعی(سیل و زلزله و...) و بشری(ظلمها و کشتارها) در عالم، شبهه ی مهمی را در مورد عدل الهی مطرح ساخته است. ساده ترین تقریر این شبهه چنین است که اگر خدا خیر مطلق است چگونه جهانی سرشار از شرور از او صادر گشته است. آیا خدا نمی توانست جهانی بهتر از این خلق کند؟ اگر نمی تواند پس قادر مطلق نیست و اگر می تواند و نمی خواهد پس عادل و خیر نیست.

حافظ معتقد بود خطا بر قلم صنع رفته ولی عرفا از سر بزرگواری یا خوش بینی، چشم بر آن می بندند:

پیرِ ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت

آفرین بر نظرِ پاکِ خطاپوشَش باد

هر چند در جای دیگر می گوید یک نقطه خلاف در آفرینش وجود ندارد:

نیست در دایره یک نقطه خلاف از کم و بیش

که من این مسأله بی چون و چرا می‌بینم

نظامی هم معتقد بود عالم نمی توانست بهتر از این باشد:

حرفی به غلط رها نکردی

یک نکته دراو خطا نکردی

در عالمِ عالم آفریدن

به زین نتوان رقم کشیدن (خمسه/ لیلی و مجنون)

اما شاید پاسخ معقول از نقطه نظر فلسفی، این باشد که بهترین جهان ممکن وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد که خدا بخواهد آن را بیافریند. بهترین جهان ممکن یک امر پارادکسیکال و متناقض است. زیرا هر تصوری که از بهترین جهان داشته باشیم، می تواند اشکالاتی داشته باشد و قابلیت بهتر شدن داشته باشد. یعنی بهترین جهان ممکن(نظام احسن) غیرقابل تصور است و آنچه غیرقابل تصور باشد؛ بی معنی است و خارج از موضوع. مثل "مربع پنج ضلعی" و "مثلث مربع" سالبه به انتفاء موضوع است. همانطور که خداوند منطقاً نمی تواند مربع پنج ضلعی بیافریند، نمی تواند در عالم خاکی جهانی بی نقص بیافریند. زیرا هیچکس تصوری از مربع پنج ضلعی و کاملترین جهان ندارد.

اما می توان گفت جهان در مجموع و روی هم رفته، مبتنی بر خیر و نظم و قانونمندی و حساب و کتاب است و چن خیرش از شرش بیشتر است، پس مخلوق نیکویی است.

همینطور خدا نمی تواند انسانی بیافریند که خیر مطلق باشد، زیرا که چنین انسانی نمی تواند مختار باشد. اگر انسان به گونه ای برنامه ریزی و تنظیم شود که بدی نکند، فلسفه اختیار و به تبع آن فلسفه اخلاق و به تبع آن کامل تر شدن بشر نیز منتفی خواهد شد و بهشتی مصنوعی و بی مزه خواهیم داشت. انسانی که نمی تواند بدی کند، نوعی ماشین کوکی بی اختیار است و در بدی نکردنش، فضیلتی و اخلاقی مندرج نیست.

اما می تون گفت که خدا انسانی آفریده که خیرش به شرش می چربد و خیر را به شر ترجیح می دهد و از این رو روز به روز کامل تر می شود بی آنکه اختیارش را از او بگیریم.

13 بهمن 1402