قصه درمانی
قصه درمانی
محمدامین مروتی
اساس روانکاوی، بر شناخت درمانی یعنی بر تصحیح خطاها و باورهای غلطی(شناخت واره) است که در نگرش ما نسبت به خود و دنیا وجود دارد.
بخشی از این خطاها، معرفتی و منطقی هستند و می توانند با آموزش نگرش انتقادی حل شوند. آموزش مغالطه های مختلف راهی برای تصحیح این خطاهاست.
بخشی نیز در باورهای غلطی است که به واسطه القائات اموزشی و پرورشی و محیطی، از کودکی و نوجوانی در ذهن ما لانه کرده اند. باورهایی که برایشان قصه پردازی هم کرده ایم و با همین قصه ها ضعف هایمان را توجیه کرده ایم. قصه هایی که ما از زندگی خود می سازیم، مبتنی بر نوع نگرش مایند. قصه های بد، ما را بیمار می کنند و قصه های خوب درمان مان می کنند. مثلاً ممکن است ما از یک یا چند بدبیاری، قصه بدبختی لاعلاج خود را سر هم کنیم و از فرط تکرار آن برای خود، آن را باور هم بکنیم. از طرفی ممکن است با شنیدن یک قصه مثنوی یا کلیله و دمنه، خود را در قصه پیدا کنیم و بازشناسیم و نجات بیابیم. ممکن است با یک قصه بد، اشتباهات و تقصیرات خود را به دیگران فرافکنی کنیم و مسئولیت شان را نپذیریم و با یک قصه خوب(به خصوص اگر مایه ی طنز هم داشته باشد) ممکن است مسئولیت خود را تشخیص دهیم.
داستان و فیلم و تئاتر و هنرهای نمایشی نیز کارکرد مشابهی با قصه ها و تمثیل ها دارند.
یک راهکار موثر و در عین حال میانبر برای تصحیح این خطاها و باورها، استفاده از قصه و داستان و تمثیل و مثل و شعر است. قصه ها باعث همذات پنداری ما با آدم های شان می شوند و این همذات پنداری در پی بردن به خطاهای خودمان بسیار موثر است.
16 دی 1402