انواع سکولاریسم

محمدامین مروتی

سکولاریسم در لغت به معنی دنیوی شدن و عرفی شدن و در اصطلاح به معنی دخالت ندادن دین در سیاست و مدیریت کلان جامعه است. سکولاریسم همچنین به معنی بی طرفی حکومت نسبت به گرایش های مختلف مذهبی و جدایی نهادهای سیاسی از نهادهای دینی است. با این تعریف از سکولاریسم، طبیعتاً انتساب دین ستیزی به آن منتفی است، زیرا سکولاریسم در معنای خود بی طرفی نسبت به ادیان را حمل می کند که با دین ستیزی منافات دارد. لذا حکومت هایی مانند کمونیسم که نسبت به دین موضعی خصمانه داشتند، سکولار محسوب نمی شوند.

سکولاریسم در معنای وسیع ترش می تواند به معنای جدایی تمامی ایدئولوژی ها از سیاست باشد. به این معنی که کار اداره جامعه به متخصصان مختلف سپرده شود و مدیریت کلان جامعه نیز انتخابی باشد.

سکولاریسم به این معنی نیست که انتخاب کنندگان یا حتی احزاب، گرایش های دینی نداشته باشند. مثلاً احزاب سوسیال مسیحی، در عین التزام به مسیحیت، اعتقاد به حکومت دینی ندارند ولی اقشار دینی جامعه را جذب می کنند. یا مسئله سقط جنین، یکی از کانون های مبارزات انتخاباتی در آمریکاست. حزب جمهوری خواه، مخالف سقط جنین و محافظ ارزش های محافظه کارانه جامعه است و رای طرفداران این تفکر را به خود جذب می کند. در عین حال به حکومت دینی، به معنای تحمیل احکام دینی و نادیده گرفتن حقوق مخالفان سیاسی، باور ندارد.

سکولاریسم مانند همه مکاتب و گرایش های دیگر، اشکال مختلف و متدرجی دارد. اشکال افراطی سکولاریسم به دین ستیزی می رسند و اشکال ملایمش، به جدایی دین و حکومت.

کشورهای دموکراتیک عموماً اشکال مختلف سکولاریسم را نمایندگی می کنند.

اما شدت و حدت این سکولاریسم، در کشورهای مختلف هم متفاوت است. مثلاً حکومت های ترکیه و مالزی در مجموع سکولارند ولی گرایشی روزافزون به دخالت امر دینی نیز دارند.

حکومت عربستان دینی نیست ولی هنوز احکام فقهی را اجرت می کند.

سایر کشورهای اسلامی نیز به درجاتی، احکام فقهی و دینی را پاس می دارند.

در میان کشورهای دموکراتیک نیز این تفاوت ها وجود دارد.

سکولاریسم فرانسوی، گرایشات دین ستیزانه هم دارد. به همین دلیل مخالفت با حجاب در اماکن عمومی و مراکز آموزشی در فرانسه هست و در آمریکا و آلمان و انگلیس نیست. قرآن سوزی و کشیدن کاریکاتور از پیامبران در سوئد و فرانسه هست و در سایر کشورهای اروپایی نیست. سکولاریسم فرانسوی، به نسبت ستیهنده و مبارز طلب و سختگیرتر است. سکولاریسم انگلیسی و آمریکایی، مداراجوتر است.

البته این تفاوت در میان احزاب هم وجود دارد. احزاب دست راستی(افراطی) نسبت به احزاب دیگر، ستیهنده ترند.

به طور کلی، تاریخ فرانسه از انقلاب فرانسه، با نوعی دین ستیزی توام بوده است. در کمون پاریس قتل عام کشیشان، مشخصا در دستور بود. در حالی که در انگلستان و آلمان جریان اصلاح، تدریجی بود و این اصلاحات در قلمرو دین نیز اتفاق افتاد. هگل این نهضت اصلاح دینی را امتیاز تحولات در آلمان نسبت به فرانسه می دانست و دوره ترمیدور و ترور در فرانسه را ناشی از ناتوانی در اصلاح دینی می دانست.

9 آذر 1402