تفویض و تاویل: خوانشی دیگر از تاویل صفات الهی

"اهل تفویض"(مفوضه) در مورد صفات خدا، به موضع تعطیل قائل بودند. یعنی می گفتند صفات خداوند همان چیزی است که در قرآن آمده ولی ما ضمناً نباید آن را به معنای ظاهر فهمید. پس چه کار کنیم؟ ماکیفیت آن را نمی دانیم و تاویلش را باید به خدا تفویض کرد.

اهل اثبات به تاویل قائل نبوده اند ولی می گفته اند ما معنای ظاهر صفاتی مثل دست خدا را نمی فهمیم ولی به درستی آن اذعان داریم و تاویلش به خدا وا می گذاریم. اما اهل تاویل، در مورد صفات دارای ملازمه، قائل به تاویل برای بشر بوده اند و می گفتند اذعان به معنای ظاهر به تشبیه منجر می شود.

این درحالی است که تفویض، قاعدتاً باید از سوی طرف داناتر به طرف کمتر دانا باشد.

تاویل در جایی که ملازمه و مقارنه ای وجود داشته باشد جایز است. دست خدا، لازمه اش قدرت خداست و لذا معنی اش را با لوازم آن می فهمیم. اسامی ذات در مقام صفت باید تاویل شوند. مثلاً دراز در "آدم دراز" صفت است ولی اگر بگوییم "آدم نردبان"، معنی ندارد مگر این که نردبان را تاویل به دراز کنیم. دست هم اسم ذات است و کنایه از قدرت خداست. اسم ذات نمی تواند صفت واقع شود.

منبع:

مذاهب کلامی اهل سنت در باب اسماء و صفات، سیدزکریا حسینی، نشریه قبا (تابستان و پاییز 1399)

26 آبان 1342