بهترین تبیین
بهترین تبیین
محمدامین مروتی
یک نظریه علمی خوب ویژگیهایی دارد. از جمله:
ساده تر باشد، پر پیچ و خم نباشد. (اصل اقتصاد و سادگی)
تبیین واقعیات ملموس را تبیین کند و فکت های موجود را در نظر بگیر و لحاظ نماید.
آزمون پذیر باشد (قابل راستی آزمایی باشد).
بتوان بر مبنای آن واقعیات آینده را تبیین کرد، یعنی قدرت پیشبینی داشته باشد.
قابلیت تبدیل به تکنولوژی را داشته باشد.
به عبارت دیگر، بهترین تبیین، تبیینی است که:
متکی بر فکت های بیشتری باشد.
پیش فرض های غیر قابل اثبات یا متافیزیکی نداشته باشد یا حداقل پیش فرض های کمتری داشته باشد.
نیاز کمتری به تاویل و تفسیر داشته باشد.
پدیدار شناسانه و قابل راستی آزمایی باشد.
جوهرگرا و متافیزیکی(غیر قابل راستی آزمایی) نباشد یا نهایتاً بر حداقلی ترین متافیزیک استوار باشد.
متکی بر توهم توطئه نباشد.
حتی الامکان کوتاه تر و مختصرتر و لاغرتر باشد.
بهترین تبیین ها، غالباً ساده ترین آن هاست. در شرایط برابر، احتمال درستی ساده ترین توضیح از توضیح پیچیده تر بیشتر است. انشتین در تایید این نظر می گوید:
"هرچیز تا حد امکان باید ساده شود، ولی از آن ساده تر نه."
اُکام می گفت توضیحی که کمترین پیش فرض ها را دارد، احتمال درست بودنش بیشتر است. («اصل امساک» یا «اصل صرفهجویی»یا «اقتصاد»)
در سیاست، با چنین تبیینی، به دنبال تئوری های توطئه آمیز نمی رویم، بلکه با فاکت سخن می گوییم و بر اساس فاکت تحلیل خود را پیش می بریم. تبیین پدیدار شناسانه در سیاست، متکی بر واقعیات و فاکت هاست و تبیین توطئه مدار، متکی بر دست های پشت پرده و مرموز.
در علم چنین تبیینی نیز متکی بر داده های تجربی است، قدرت پیش بینی دارد و می توان بر اساس آن به تکنولوژی های بهتر دست یافت.
در فلسفه چنین تبیینی، نیاز به جوهرگرایی و متافیزیک فربه ندارد.
در دین چنین تبیینی، متکی بر استره اکام است. یعنی پای موجوداتی را که وجودشان لازم نیست و به حل مسئله کمکی نمی کنند، به میان نمی کشد. ویلیام اوكامی فیلسوف قرن 14انگلیسی ميگفت باید به خلوت كردن جهان از موجوداتي پرداخت كه فرض وجودشان ضرورت ندارد. او می گفت: «موجودات را فراتر از حد ضرورت افزایش ندهید.»
در تفسیر متن و هرمنوتیک، متکی بر معنای نزدیک کلمات و جملات است و با تاویلات دور از ذهن و دور و دراز و بدون قرینه و دلیل، از معنای ظاهری متن عدول نمی کند.
22 آبان 1402