اهمیت همنشین خوب
اهمیت همنشین خوب
محمدامین مروتی
مصاحبت انسان های هم جنس و خوش جنس، یکی از مهمترین راهکارهای مولانا برای سلامت روح و روان است. تاثیر انسان ها روی یکدیگر، چنان است که می گویند شخصیت تو برایند شخصیت نزدیکترین دوستان توست. این تاثیر و تاثر، لزوماً گفتاری نیست و بعضاً نامحسوس و پنهانی است:
می رود از سینه ها در سینه ها
از ره پنهان صلاح و کینه ها
صحبت صالح، تو را صالح کند
صحبت طالح، تو را طالح [1]کند
در دفتر دوم هم می گوید، خلوت گزینی و اجتناب از معاشرت که گفته اند، خلوت از انسان های ناصالح است. این خلوت مثل پوستینی است که ما را از گزند سرما در امان نگه می دارد:
خلوت از اغیار باید، نه ز یار
پوستین بهر دی آمد نه بهار
عقل انسان های صالح باید با هم جمع شود تا راه پیدا شود و نفسانیت ناصالحان نیز با هم جمع می شود تا گمراه تر شوند:
عقل با عقل دگر، دوتا شود
نور افزون گشت و ره پیدا شود
نفس با نفسِ دگر خندان شود
ظلمت افزون گشت و ره پنهان شود
مولانا می گوید دوست برای انسان مانند چشم برای شکارچی است. پس نباید با زبان او را رنجاند. رنجاندن دوستان مانند گرد و خاک پاشیدن به چشم آنان است که باعث گمراهی خودت می شود:
یار، چشم تست ای مرد شکار
از خس و خاشاک او را پاک دار
هین به جاروب زبان گردی مکن
چشم را از خس، رهآوردی مکن
به همین دلیل گفته اند مومن آینه مومن است تا خطاهای خود را بهتر ببیند و اصلاح کند:
چون که مؤمن آینهٔ مؤمن بود
روی او ز آلودگی ایمن بود
اول آبان 1402
[1] طالح: انسان ناصالح