مایستر اکهارت (۱۲۶۰–۱۳۲۷ میلادی)

محمدامین مروتی

اکهارت فیلسوف، عارف و شاعر آلمانی بود. یوهانس اکهارت، در 15سالگی وارد فرقه دومینیکن گردید. او غیرمستقیم از آرای ابن عربی، ابن رشد و ابن سینا هم تاثیر پذیرفته است.

پس از اینکه اکهارت به‌عنوان استاد الهیّات و کلام فارغ‌التحصیل شد، به لقب معروف "مایستر" یا استاد، دست یافت.

تاثیر اکهارت به آموزه های دینی و عرفانی او محدود نمی شود. گفته شده که تاثیر مایستر اکهارت در زبان آلمانی همان تأثیری را بوده که دانته در زبان ایتالیایی داشته‌است.

کلیسا او را به واسطه مواضع متفاوتش، تکفیر کرد و مایستر اکهارت دفاعیه‌ای در پاسخ نوشت.

از جمله مهم‌ترین آثار اکهارت، هم‌دردی الاهی، دعاها و تفاسی مختلف اوست.

اکهارت موضع وحدت وجودی دارد. او معتقد است سالک با نفی خویشتن و خالی‌شدن از تصورات اشتباه در مورد خدا، با او متحد می شود.

به نظر اکهارت خداوند امری ناشناخته و رمزآلود و ورای هر درک و معرفتی و همچنین ورای مفهوم تثلیث است که آشکارا با تعالیم کلیسا در تضاد است.

جملات معروفی از اکهارت در امر سلوک و وحدت وجود، به جا مانده که نمایانگر رویکرد عارفانه و عاشقانه او به آدم و عالم و به دین است:

خدای اکهارت:

خدا در خانه است، ماییم که برای قدم زدن بیرون رفته ایم.

خدا با افزودن چیزی، در روح، یافت نمی‌شود، بلکه با روند کاستن است که یافت می شود.

اگر می خواهی لطف و رحمت خدا را دریافت کنی، ابتدا وابستگی خود به اشیا را بیرون بریز ... هرآنچه قرار است پر شود، باید ابتدا خالی شده باشد.

صدف باید بشکند تا مروارید خود را آشکار کند. دانه باید بشکند تا درخت متولد شود. بشکن، خدا پدیدار می شود.

چشمی که با آن خدا را می بینم دقیقاً" همان چشمی است که با آن خدا مرا می بیند. چشم من و چشم خدا چشمی است واحد؛ دیدنی واحد، معرفتی واحد و عشقی واحد.

سرشار از چیزها بودن، خالی بودن خداست و خالی بودن از چیزها، پر بودن از او.

خداوند برای دادن موهبت های خویش به ما هزاران بار آماده تر از ماست برای گرفتن آن موهبت ها.

خداوند از تو چیزی نمی‌خواهد غیر از در اختیار گذاشتن قلبی آرام را.

مقصود نهایی همه ما این است که مادر خدا باشیم، که خدا همواره نیازمند تولد است.

باشد که ما خدا را در همه چیز، یکسان بیابیم و خدا را همیشه یکسان در همه چیز بیابیم.

حقیقت و خدا:

حقیقت آنچنان شرافتمند است که اگر خدا از آن جدا شود، می‌توانم حقیقت را نگاه دارم و بگذارم که خدا برود.

نیکوکاری:

اگر می خواهی خداوند دلت را آرامش ببخشد، دل گرسنه ای را سیر کن.

بارها و بارها گفته ام این نکته را که اگر کسی در حال وجد و جذبه عارفانه باشد و همسایه اش گرسنه باشد، نزد خداوند بهتر آن است که او از حال وجد و جذبه خویش بیرون آید و کاسه ای آش برای همسایه گرسنه اش ببرد.

آرامش:

ذهن آرام چیست؟ ذهن آرام آن ذهنی‌ست که چیزی بر آن سنگینی نمی‌کند، چیزی نگرانش نمی‌کند، که رها از تمامی بندها و خودخواهی‌ها به تمامی با اراده خداوند یکی شده و اراده خود را میرانده.

باید به دنیا بیایی، هَمِّ خود را مصروف این تولد تازه کن. خوبی را می یابی، زیبایی را می یابی، پاکی را می یابی، شادی را می یابی، حقیقت را می یابی، هستی می یابی.

اگر تنها دعایی که در تمام عمر بر زبان می آورید "خدایا شکر" باشد، همین کافی است.

راهکار:

برای برخورد با تمایلات راهی بهتر از آزار دادن خود (ریاضت) هست. آزار دادن خود، به جای این که از نفسانیات ما بکاهد، نفسانیات ما را فربه تر می کند. برای مهار تمایلات، عشق بهترین لگام است. آن کس که عشق را یافت، دیگر به چیزی نیاز ندارد... آن هایی که ریاضت می کشند، در ظاهر قدیس اند، اما در باطن مثلِ شان مثل حِماری است با بار کتاب. زیرا آنها درباره خدا بسیار می دانند اما خدا را اصلاً نمی‌شناسند.

منابع:

اکهارت / محمد صادق احمدي

ویکی پدیا

15 مهر 1402