تار و پود زندگی

زندگی بشر از تار شادی و پود غم بافته شده است. بشری را نمی توان یافت که " علی بی غم " باشد. هر کس، هر که و در هر موقعیتی که باشد، غم هایی در آن موقعیت خاص دارد. سودای زندگی بی غم سودایی خام و فریب آمیز است و آن که در این سودا به سر می برد غمی بر غمهایش می فزاید. بهترین راه تصعید غم و مقابله ی با آن، پذیرش واقعیت آن است. تنها در این صورت غم در زندگی انسان معنایی دیگر پیدا می کند و دیگر او را آزار نمی دهد. در واقع خوشبختی بشر بسته به این است که به لحاظ ذهنی چقدر اماده و مستعد تحمل ناملایمات است. اگر با واقعیت غم کنار آمدی، زهر آن را گرفته ای چرا که زهر غم در جدال و جنگ با آن است که به کام انسان می ریزد. آن را بپذیر، آزارش کم می شود  و   حتی تعدیل یا حتی تصعید و والایش پیدا می کند.