سودای جمهوری خواهی در سال 1302
سودای جمهوری خواهی در سال 1302
محمدامین مروتی
زمینه های طرح جمهوری خواهی بیش از هر چیز با اوضاع آشفته کشور و بی لیاقتی احمدشاه و توان سردار سپه در نظم دادن به کشور، پس از کودتای سوم اسفند 1299، گره خورده بود. جمعی از روشنفکران، صحبت از شخصیتی از جنس "ناپلئون"، "موسولینی مسلمان" و "نادری دیگر" می کردند. نادر هم یک سپاهی ساده بود که و بساط صفویه را برچید و با رای سران قبایل در دشت مغان، به سلطنت رسید.
در سوم آبان سال 1302شمسی، پس از نخست وزیر شدن سردار سپه ، زمزمه های جمهوری خواهی و الغای سلطنت قاجار در نشریات حامی سردار سپه نظیر شفق سرخ(علی دشتی) و ستاره ایران و ناهید و کوشش و قانون بالا گرفت.
یک زمینه مهم برای طرح جمهوری خواهی، اعلام جمهوریت در ترکیه به رهبری مصطفی کمال پاشا (آتاتورک)، در 6 آبان 1302بود. اولین بار در 26 دی 1302، روزنامه شفق سرخ علی دشتی بود که از قول روزنامه های ترکیه، خبر از تشکیل جمهوری در ایران داد. این شماره به زودی نایاب شد و به چند برابر قیمت خرید و فروش شد.
در همان زمان انتخابات مجلس پنجم برگزار شد و نام رضا خان در چندین شهر، به عنوان دارنده رای اول، از صندوق بیرون آمد.
مشایعت احمدشاه به اروپا(به عنوان معالجه)، چند روز پس از رئیس الوزرا شدنش، زمینه را برای تبلیغات ضد قاجار فراهم ساخت. در 22 بهمن 1302، چاپ عکس هایی از احمدشاه با کت و شلوار و چاپ عکسی با یک زن بی حجاب، در نشریه "ستاره ایران"،اسباب تیز شدن آتش این تبلیغات علیه او به عنوان شاهی بی کفایت و بی عاطفه شد که جز عیش و نوش، فکر و ذکری ندارد.
خود رضا خان در واکنش به این موضوع، در مصاحبه دوم بهمن 1302با شفق سرخ، اعلام کرد چنین سودایی ندارد و با مثال زدن چند کشور، گفت پیشرفت کشور به شکل حکومت ربطی ندارد.
در 22 اسفند 1302، عارف قزوینی کنسرتی در گراند هتل در حمایت از جمهوری و رضا خان برگزار کرد که در آن رضا خان به مثابه کاوه و احمدشاه به مثابه ضحاک، تصویر می شد:
به زور بازوی جمهور بود کز ضحاک
گرفت داد دل خلق، کاوه حدّاد
پس از مصیبت قاجار، عید جمهوری
یقین بدان بود امروز، بهترین اعیاد
و:
باد سردار سپه زنده در ایران عارف
کشور رو به فنا را به بقا خواهد برد
علی دشتی به جد طرفدار جمهوری بود ولی در سالها بعد به خام بودن این سودا اذعان کرد. او کسی بود که در زمان به تبعید رفتن رضا شاه گفت جیب هایش را بگردید مبادا طلا و جواهرات سلطنتی را با خود ببرد.
در این میان ملک الشعرای بهار، به مخالفت با جمهوری خواهی برخاست و اعلام کرد که قصد رضا خان اعلام جمهوری و سپس سلطنت به سبک ناپلئون سوم(لویی بناپارت) است:
جمهوری سردار سپه مایه ننگ است
این صحبت اصلاح وطن نیست، که جنگ است
و میرزاده عشقی در در یک مثنوی 120 بیتی، مشهور به "جمهوری نامه"[1] چنین سرود:
نخستین بار سازیم آفتابی
علامت های سرخ انقلابی
که جمهوری بود حرف حسابی
چو گشتی تو رئیس انتخابی
بباید گفت کاین مرد فداکار
بود خود پادشاهی را سزاوار
که می خواهند نشیند جای قاجار
همانطوری که کرد آن مرد افشار
میرزاده عشقی در روزنامه سیاست و به خصوص قرن بیستم به هجو جمهوری خواهی پرداخت. ده روز پس از انتشار این شماره، عشقی ترور شد.
روسها از رضا شاه به عنوان نماینده "دیکتاتوری بورژوا دموکراتیک" که در مقابل سلطه انگلیس و فئودالیسم، ایستاده حمایت می کردند. سلیمان میرزای اسکندری، وزیر معارف در کابینه سردار سپه بود و به بومهن رفت و به او قول داد رای اکثریت مجلس را برایش می گیرد.
"رمزی مک دنالد"، نخست وزیر انگلستان در جواب به سفیر وقت خود، "سر پرسی لورن"، او را از هر گونه مداخله در بلوای جمهوری و سلطنت برحذر می دارد و بنا را بر بی طرفی می گذارد. در این گزارشات، نگرانی سفارت انگلستان این است که موضع روس ها، دامن زدن به جمهوری خواهی و حمایت از رضاخان در این مسیر است. در اوایل اسفند 1302 حکومت شوروی در پیام تبریکی به مجلس جدید، اظهار امیدواری کرده بود که مردم ایران تحت رهبری خردمندانه سردار سپه، حیات دوباره ای بیابند.
بهار و عشقی به عکس، گمان می کردند، جمهوری خواهی ترفند انگلیس هاست. عشقی در جمهوری نامه گفت:
موافق گشته لندن این سخن را
که فوری خواست «سرپرسی لرن[2]» را
بهار موضعی دیپلماتیک تر از عشقی داشت و در زمان مقتضی(نوروز 1305) به مدح رضا شاه پرداخت:
شاه جهان، پهلوی نامدار
ای ز سلاطینِ کیان، یادگار
در 23 اسفند 1302، مجلس پنجم آغاز به کار کرد. طرفداران رضا شاه در فراکسیون تجدد، اکثریت را داشتند.
در 29 اسفند 1302، مدرس که مخالف جمهوری بود از یکی از طرفدارن جمهوری سیلی خورد.
در 30 اسفند طرح الغای سلسله قاجار و تشکیل جمهوری به مجلس تقدیم شد.
در دوم فروردین 1303 مخالفان جمهوری به رهبری شیخ محمد خالصی زاده، (که مواضع میانه ای در این بلوا داشت)، در اعتراض به جمهوری، مقابل مجلس تظاهرات بزرگی کردند با این عنوان که هنوز جمهوری نشده، سید کتک خورده است. خالصی زاده، هم با رضا خان روابط خوبی داشت و هم با روس ها، ولی کاملاً ضد انگلیس بود. این اعتراض با سرکوب قوای رضا خان مواجه شد. رئیس مجلس تهدید به استیضاح کرد ولی نمایندگان او را منصرف کردند.
همه این تبلیغات، کمابیش بر غلبه جمهوریخواهان دلالت می کرد تا اینکه در 6 فروردین، رضا خان به دیدار مجتهدین ثلاث در قم (شیخ عبدالکریم حائری،سید ابوالحسن اصفهانی ومحمد حسین نایینی) رفت و با دیدن مخالفت ایشان، در 12 فروردین 1303طرح جمهوری را منتفی اعلام کرد. علمای ثلاث هم با گرفتن مشورت از مدرس، متقاعد شده بودند که جمهوری خواهی زیر سر انگلیس است.
این موضوع باعث همهمه در میان موافقان و مخالفان شد و باعث استعفای سردار سپه و رفتنش در 18 فروردین به بومهن شد.
در 19 فروردین امرای قشون به مجلس اخطار کردند که اگر سردار سپه برنگردد، به طرف تهران حرکت می کنند.
در 20 فروردین، نمایندگان با رای بالا به ادامه نخست وزیری او رای دادند و مصدق و جمعی دیگر، برای دلجویی از او به بومهن رفتند و رضا خان به قدرت بازگشت و در 24 فروردین کابینه اش را ترمیم کرد.
مجلس پنجم در آخرین روزهایش، رای به انقراض سلسله قاجار و آغاز سلطنت پهلوی داد. طبق قانون مجلس باید اول مجلس موسسان را فرابخواند تا بعداً بتواند انحلال قاجار را به رای بگذارد که چنین نشد.
دو واقعه مانع موفقیت جمهوری خواهی شد. سیلی ای که به صورت مدرس نواخته شد، طرفداران پادشاهی را از انفعال خارج کرد. عدم خروج احمدشاه در پایان سال 1302، از کاخ شاهی و پایمردی و اصرار او در قانونی بودن تحولات، نیز عامل مهم دیگر بود. اگر احمدشاه از کاخ گریخته بود، احتمالاً کار جمهوری خواهی به سامان می شد.
منبع:
اندیشه پویا شماره 85 مرداد 1402
22 مرداد 1402
[1] در اینکه "جمهوری نامه" سروده بهار یا عشقی یا کار مشترک آنهاست، اشتراک نظر وجود ندارد.
[2] سفیر وقت انگلستان