معرفی کتاب "دنیایِ قشنگ نو"
معرفی کتاب "دنیایِ قشنگ نو"
محمدامین مروتی
دنیایِ قشنگ نو یا دنیای شگفتانگیز نو، Brave New World یک رمان علمی-تخیلیِ پادآرمانی(دیستوپیایی یا ویرانشهری) است که در سال ۱۹۳۲ توسط آلدوس هاکسلی(1894-1963) نویسنده انگلیسی منتشر شدهاست و نوعی هشدار است از غلبه علم تجربی بر سرنوشت بشر، منهای عواطف بشری. از زمره این نوع نوشته ها، کتاب های جورج ارول را هم داریم. مثل "قلعه حیوانات" و "1984". البته این ها کتابهایی است که دید منفی به آرمانشهر دارند. اما پیش از آن و از قرون وسطی مداین فاضله در اندیشه ادبا و فلاسفه ای نظیر آگوستین(شهر خدا)، توماس مور(یوتوپیا)، فرانسیس بیکن (آتلانتیس جدید 1627) و دیگران شکل گرفته بود که با خوش بینی به امکان برساختن آرمانشهر می نگریستند.
خوش بینی گذشتگان مبتنی بر پیشرفتهای علمی و علت شیوع تفکر منفی، ناشی از برآمدن جنگ های جهانی و حکومتهای مطلقه در اروپا و روسیه بود. چارلی چاپلین هم فیلم "عصر جدید" را چهار سال بعد از چاپ کتاب هاکسلی در 1936 ساخت.
عنوان کتاب از نمایشنامهٔ "طوفان" ویلیام شکسپیر گرفته شده است.
هاکسلی در سال ۱۹۵۸ با نوشتن مقاله ای با نام "نگاهی دوباره از دنیای قشنگ نو" مدعی شد که تمدن بشری با سرعتی بیشتر از پیشبینیهای او در حال حرکت به سمت این دنیاست.
رمان، تصویری از لندن در سال۲۵۴۰ میلادی به دست می دهد. دنیا به دست آرمانشهرگرایان به رهبری ده کنترل گر، مثل "مصطفی موند" افتاده است که با تکیه به مهندسی ژنتیک همه چیز و از جمله انسان را برنامه ریزی و مهندسی می کنند.
در این جهان زندهزایی (تولد از شکم مادر) و داشتن پدر و مادر همانند اعتقاد به خدا و دین، نهتنها منسوخ شدهاست.
پنج نوع انسان در لوله های آزمایشگاهی و در کارخانههای تخمگیری، به صورت انبوه و به میزان نیاز، تولید می شوند:آلفاها، بتاها، گاماها، دلتاها و اپسیلونها. آدم ها در مراکز تخم ریزی و نطفه پروری، مانند کارخانجات جوجه ریزی، هچ می شوند، با ماشین به دنیا می آیند، زندگی ماشینی می کنند و با ماشین آدمسوزی به خاکستر و کود تبدیل می شوند.
آلفاها از همه برتر و تقریباً شبیه به انسانهای معمولی هستند.
جمعی از انسان های واقعی و قدیمی، در نیومکزیکو به عنوان "وحشیان"، نگهداری می شوند تا مورد بازدید انسان های مدرن قرار گیرند و آینه عبرتشان باشند.
جنگ و فقر و پیری و بیماری از میان رفته و همه طبقات حتی اپسیلون ها، احساس خوشبختی می کنند. هیچکس پدر و مادر و خواهر و برادر ندارد. خانواده ای وجود ندارد. رابطه جنسی از دوره کودکی آزاد است. هر وقت هم این احساس از دست رود، به کمک مخدری به نام "سوما" مشکل حل می شود. خلاصه همه احساس خوشبختی می کنند حتی اپسلون ها که کارهای پست را انجام می دهند. به قول مصطفی موند:
"همه راضیند. جنگ اعصابی نیست. هفت ساعت و نیم کار سبک، جیره سوما، انواع بازی و ورزش و رابطه نامحدود جنسی و تفریحات حسی. دیگر چه می خواهید؟"
اما هنر و دانش و مذهب و عشق و فردیت جایی در این دنیای نو ندارد. خواندن همه کتب علمی و هنریِ قدیمی ممنوع است. موند در برابر پرسش جان، که چرا آثار شکسپیر ممنوع شده می گوید:
"برای انکه کهنه شده، در اینحا مصرفی برای چیزهای کهنه نداریم."
شعار دولت جهانی، «جامعه، هویت، ثبات» است.
«حضرت فورد»در نیایش ها، جای خدا را گرفتهاست و تاریخ به «بعد از فورد» (مانند «بعد از میلاد مسیح») در آمده است. حضرت فورد برگرفته از نام "هنری فورد"، مؤسس کارخانجات اتومبیلسازی فورد است که برای اولین بار به تولید انبوه اتومبیل روی آورد.
اسامی شخصیت ها از شخصیت های معروف تاریخی گرفته شده است:
مثلاً برنارد مارکس برگرفته از ترکیب جرج برنارد شاو و کارل مارکس است که هر دو مشرب سوسیالیستی داشتند.
لنینا کراون معشوق برنارد، برگرفته از ولادیمیر لنین است.
جان نجیب ، برگرفته از وحشی نجیب Noble Savage یکی از اصطلاحات مورد علاقه ژان ژاک روسو است.
محور قصه روانشناسی به نام برنارد مارکس است که به دلیل اشتباهی که در پرورش نطفه اش رخ داده، دچار بحران هویتی می شود و به جزایر دوردست تبعید می گردد. همین اشتباه در مورد لنینا کرون، معشوقه او نیز اتفاق افتاده است.
برنارد، با لنینا کراون و سپس جان نجیب آشنا می شود. جان، فرزندِ زنده زاده ی مدیر است که او نیز عاشق و دچار بحران می شود و نهایتاً خودکشی می کند.
فیلمی با همین عنوان در سال 1998 به کارگردانی لسلی لیبمن و همچنین سریالی در سال های اخیر نیز از روی کتاب ساخته شده است.
ترجمه کتاب به زبان فارسی:
هاکسلی، آلدوس. دنیای قشنگ نو. ترجمهٔ سعید حمیدیان. ویراستهٔ صالح حسینی. چاپ سوم، ۱۳۷۸، تهران:انتشارات نیلوفر.
هاکسلی، آلدوس. نگاهی دوباره از دنیای قشنگ نو. ترجمهٔ ابوالقاسم جزایری، نشر سپهر.
12 مرداد 1402