سنتز فروید و یونگ

محمدامین مروتی

فروید می گفت خودآگاه یا ایگوی ما یک دهم از وجود ماست. نه دهم آن مثل کوه یخ یا iceberg زیر آب است. یعنی فرمان ماشین وجود ما در دست راننده ای غریبه و نامرئی است که او را نمی شناسیم.

آنچه که یونگ به این گزاره افزود آن بود که اندازه ناخودآگاه فردی یا همان کوه یخ ما، نسبت به ناخودآگاه جمعی، نسبت یخ و اقیانوس است.

تفاوت اصلی فروید و یونگ در آن است که فروید درمان را در تقویت ego و خودآگاهی و تضعیف ناخودآگاه می جوید و یونگ در تعادل و توجه به ناخودآگاه.

البته فروید نیز به تعادل بی توجه نیست اما تنها ایگو را برای متعادل سازی شایسته می بیند. سوپر ایگو نماینده سنت و حفظ وضع موجود است و اید نماینده آرزوها و آمال ها و ایگو نماد عقلانیت و متعادل سازی است.

فروید در مجموع نگاه مثبتی به ناخودآگاه ندارد و ناخودآگاه را محبس و مخزن نیروهای شرور وجود می داند. در حالی که یونگ نگاه مثبتی به ناخودآگاه، به خصوص ناخودآگاه جمعی دارد.

فروید مبین گرایش مدرن در روانکاوی است و از این جهت به تقویت فردیت یا سوژه یا همان ایگو تمایل دارد.

یونگ مبین گرایش پست مدرن است که ناخودآگاه جمعی را مخزنی از نیروهای خیر و شر می داند.

مدعای فروید این است تقویت ایگو و نور تاباندن به ناخودآگاه فردی، از سویی به درمان شخص کمک می کند و این تا حدی درست است اما از منظری دیگر، تقویت ایگو می تواند به توقعات و خواسته های فرد مدرن دامن بزند و او را کماکان ناراضی نگه دارد. شاید از همین رو فروید در تناقضی آشکار، از "ملالت های تمدن"، سخن می گوید.

ایگوی مبالغه شده می تواند به عقل پرستی و علم پرستی و ایدئولوژی های تمامیت خواهی بیانجامد که به "سنت" به عنوان عقل تاریخی و متراکم بشری، وقعی نمی نهند و می خواهند با مهندسی انسان و اجتماع، با آغازی نو، طرحی نو در افکنند.

ناخودآگاه جمعی، می تواند نامی دیگر برای سنت تاریخی باشد. اینجاست که یونگ می گوید ناخودآگاه می تواند مخزن توانایی های مفید و سرکوب شده هم باشد. حتی فارغ شدن از ایگو، برای درمان روانی لازم است. تاکید مدرنیته بر فردیت و ایگو، عوارضی دارد. ایگوی قوی می تواند به غرور و خودخواهی و توقع و انتظار نامعقول بیانجامد. ایگوی قوی می تواند همان "عقل جزئی" مورد نظر مولانا باشد که به تقویت نفسانیت بیانجامد.

در این صورت شاید بتوان با ادغام نگاه فروید و یونگ، چنین گفت که بخشی از ایگو که نماینده "عقلانیت انتقادی" است می تواند از ناخودآگاه فردی و جمعی برای، سلامت روان کمک بگیرد. هنر بیافریند، عشق برانگیزد و حس وحدت با عالم و آدم را تقویت کند که همه می توانند در سلامت روان انسان موثر باشند.

5 مرداد 1402