تله های شخصیتی

محمدامین مروتی

مشکلات شخصیتی، لزوماً ریشه ژنتیکی ندارند. گاه در یک خانواده، انسان هایی با تیپ های مختلف شخصیتی رشد می کنند.

"دکتر جفری یانگ" در کتاب "زندگی خود را بیافریند" از تله های رفتاری و طرح واره هایی سخن می گوید که در نتیجه زخم ها یا تروماهای کودکی در جان انسان ها می نشیند. الگوهای خودویرانگری که مرتباً و بی اختیار در زندگی انسان تکرار می شوند.

این تله ها انواع گوناگون دارند.

کسی که به همه سوء ظن و بدبینی دارد و به همه بی اعتماد است، ممکن است در مقطعی چوب اعتمادش را خورده باشد. مثلاً مورد تجاوز یا خیانت قرار گرفته باشد.

کسی که از مردم می ترسد و در میان جماعت، مضطرب است و در تنهایی و انزوا، آرامش بیشتری دارد، ممکن است والدین حمایتگری داشته که نمی گذاشته اند آب در دلش تکان بخورد و خانه را جایگزین رحم مادر کرده باشد.

کسی که به جنس مخالف بی اعتماد است، ممکن است والدین خیانتکاری داشته است.

کسی که میل به سلطه گری دارد، ممکن است پدر سلطه گری داشته است و اگر این سلطه، شخصیت او را به شدت تضعیف کرده باشد، ممکن است به جای پرخاش، تن به تسلیم و به سلطه دیگری دهد.

کسی که نومید و مایوس و افسرده است، ممکن است در زندگی به طور نامتعارفی بدبیاری آورده باشد.

کسی که تسلیم سلطه و ستم دیگری می شود، ممکن است ترس از دست دادن او داده باشد و به لحاظ شخصیتی مهرطلب و وابسته و خودباخته بار آمده باشد.

کسی که می خواهد همه را راضی نگه دارد و توان نه گفتن به هیچکس را ندارد، ممکن است والدین سلطه جویی داشته است.

طرح واره درمانی دو مرحله دارد. نخست متکی است بر "شناخت درمانی"، یعنی تشخیص منشأ تروما و زخمی که شما را در تله ای گرفتار ساخته است. دوم راهکارهایی برای بیرون آمدن از این تله.

مثلاً وقتی متوجه شدیم به دلیل خیانت پدر یا مادر، به همه بدبین شده اید، منشأ عاطفی مشکلتان را یافته اید. قدم بعدی باید این باشد که به خود فرصت دهید، رابطه های جدیدی را تجربه کنید تا قضاوت تکرار شونده، برای خودتان زیر سوال برود.

منبع:

زندگی خود را بیافریند/جفری یانگ/ ساره حسینی عطار/ نشر شمشاد 98

29 تیر 1402

مشخصات یک تله:

یک تله سه خصوصیت دارد:

تکرار شونده است، آزاردهنده و خودویرانگر است و در مقابل تغییر مقاومت می کند.

سلسله مراتب نیازها:

"امنیت" مهمترین نیاز انسان است.

پس از آن، نیاز به "ارتباط عاطفی" است و بعد از آن نیاز به "مستقل بودن" و بعد از آن نیاز به داشتن "عزت نفس" است و بعد از آن نیاز به "ابراز وجود" است.

عدم "احساس امنیت"، ما را در دو تله می اندازد: تله ترک شدگی و تله سوء ظن و بدبینی.

تله ترک شدگی:

کسانی هستند که در زندگی و خاصه در کودکی، شاهد خیانت زوجین و به خصوص والدین بوده اند، دائماً از اینکه آنان نیز ترک شوند، نگرانند. احساس بی کسی می کنند. حتی مرگ عزیزان نیز ممکن است این حس را در ایشان تقویت و بازتولید کند.

علت این گرفتاری، بیش از هر چیزی، جفای نزدیکان شخص و کسانی است که فرد از آنان توقعات معقولی دارد. کودکی که توسط والدین رها می شود، کودکی که مورد تجاوز محارم قرار می گیرد، کودکی که فدای اعتیاد والدین یا دعوای همیشگی انان است و کودکی که کتک می خورد، امنیت روانی خود را از دست می دهد.

تله سوء ظن:

سوء ظن به دیگران ناشی از تجربه زرنگی ها، کلاهبرداری ها و بدجنسی های دیگران است. این سوءظن می تواند تا مرز پارانویا و توطئه انگاری زمین و زمان هم به پیش برود.

عدم توانایی در برقرار کردن "رابطه عاطفی"، ما را در دو تله دیگر می اندازد: تله طرد شدگی و تله کمبود عاطفی.

تله طردشدگی:

احساس کسی که در این تله گیر کرده است این است که با جماعت همرنگ نیست. کسی تحویلش نمی گیرد. جدا و تنها افتاده است. احساس بی ارزشی می کند. به دلایل مختلف مثل نچسب بودن یا حتی زشت بودن از طرف دیگران به بازی گرفته نمی شود و از جمع طرد می شود. این احساس ممکن است باعث وابستگی و انحلال این افراد در احزاب و جریانات سیاسی و غیر سیاسی شود.

تله کمبود عاطفی:

قربانی این تله، احساس می کند با دیگری نمی تواند رابطه عاطفی و عاشقانه برقرار کند. حس می کند کسی واقعاً دوستش ندارد. چنین کسی ممکن است به خاطر فرار از این وضعیت به تنوع در ارتباط جنسی رو بیاورد زیرا که تجربه شیرینِ عاشقانه ندارد، حس پوچی و بی معنایی دارد.

عدم توانایی در "استقلال فردی"، نیز ما را مبتلای دو تله می کند: تله آسیب پذیری و تله وابستگی.

تله آسیب پذیری:

والدینی که فرزندانشان را از خطرات موهوم یا مبالغه شده می ترسانند، باعث می شوند آنان در تله آسیب پذیری گیر کنند. شخصیت "ایگل" در کارتون سفرهای گالیور، نماد شخصیتی بدبین و منفی باف است که در تله آسیب پذیری گیر کرده است. این اشخاص همیشه منتظر بلا و بیماری و بدبختی اند که از آسمان بر سرشان فرود آید.

تله وابستگی:

عدم استقلال و تلاش در جلب نظر دیگران و قضاوت مثبت دیگران از علائم این تله است. به تایید دیگری نیاز دارید.

والدینی که به بچه ها مسئولیت نمی دهند، آنان را در تصمیم گیری مشارکت نمی دهند، موجب می شوند بچه حس استقلال فردی و با کفایتی و مفید بودن نداشته باشد.در کودکی بماند و بالغ نشود و از دیگران انتظار داشته باشد همه پدر و مادرش باشند.

عدم توانایی در کسب "عزت نفس"، ما را دچار دو تله دیگر می کند: تله ناقص بودن و تله بی کفایتی.

تله ناقص بودن:

قربانی حس می کند نقص و ضعفی دارد. احساس حقارت و خودکم بینی می کند. حس شرمندگی نسبت به خود دارد. دلیل این احساس می تواند در تحقیری باشد که دیگران و به خصوص نزدیکان، نسبت به او روا داشته اند. هوش و عقل و توانایی های او را دست کم و ناچیز شمرده اند.

تله بی کفایتی یا شکست:

قربانی حس می کند نالایق و بی عرضه است و در رسیدن به اهدافش شکست می خورد.

عدم توانایی در "اظهار وجود"، ما را به دو تله دیگر می کشاند: تله مطیع بودن و تله انتظار ناواقع بینانه از خود.

تله مطیع بودن:

قربانی بیش از حد و به صورت مبالغه آمیزی، رعایت حال دیگران را می کند و حتی تن به سلطه و زورگویی ایشان می دهد. نسبت به خود سختگیر و نسبت به دیگران، آسانگیر است. نیازهای خود را اظهار نمی کند و فدای کسب رضایت دیگران می کند. از زندگی لذت نمی برد. از آن طرف دچار خشم های ناگهانی و انفجاری و غیر منتظره می شود.

قربانی و شکار، ابراز وجود نمی کند. شکسته نفسی می کند. عقاید و احساسات و استعدادهایش را سانسور و پنهان می کند و جلوی خودشکوفایی و رشد خود را می گیرد.

تله انتظار ناواقع بینانه از خود:

قربانی از خود انتظارات غیرواقع بینانه دارد. به بهای نابودی زندگی خودسعی می کند در همه چیز از دیگران سبقت بگیرد. خود را در رقابتی فرساینده با دیگری می بیند و همیشه از خود و تلاش خود ناراضی است.

و بالاخره عدم توانایی در ارزیابی نواقص خود ما را در تله طلبکاری و حق طلبی می اندازد.

تله طلبکاری:

قربانی، از آدم و عالم طلبکار است و فکر می کند حقش را خورده اند. همیشه حق به جانب است. دیگران را به سختی قضاوت می کند.