جوزف جان کمبل (۱۹۰۴ - ۱۹۸۷)

محمدامین مروتی

جوزف جان کمبل اسطوره‌شناس آمریکایی در یک خانواده کاتولیک ایرلندی-مرفه به دنیا آمد.

کمبل در سال 1924، با «جیدو کریشنامورتی» آشنا شد که او را با سنن هندی آشنا کرد. سپس به مطالعه اسطوره شناسی در آثار «زیگموند فروید» و «کارل یونگ» پرداخت و تحت تاثیر یونگ قرار گرفت..

مفهوم «اسطوره ی یگانه» monomyth یا «سفر قهرمان» در اثری تحلیلی درباره کتاب «شب زنده داری فینگن ها» اثر «جیمز جویس» پرورده شد.

سفر قهرمان:

مهمترین اثرش «قهرمان هزار چهره» (۱۹۴۹) است که در آن بر الگوی مشترکی در اساطیر جهانیان تاکید کرد. طبق این الگو ملل مختلف قهرمانانی اساطیری دارند که طی سه مرحله و 17 گام مشخص، به استقبال حوادث می روند. حوادثی که مبین آرمان ها و آرزوهای آنان است.

سه مرحله اصلی عبارتند از«جدایی»، «تشرف» و «بازگشت» که هر مرحله، خود مراحلی را شامل می شود. مرحلهٔ جدایی، شروع سفر قهرمان از دنیای عادی به دنیای ناشناخته‌ها است، مرحلهٔ تشرف، شرح ماجراهای او در این دنیاست و در مرحلهٔ بازگشت، او به دنیای عادی بر می‌گردد. مثل هفت خان رستم یا اسفندیار در شاهنامه.

مرحله اول: جدایی

1. دعوت

قهرمان به نوعی سفر دعوت می شود:

«به سرزمینی پرت و دورافتاده، یک جنگل، مملکتی در اعماق زمین، اعماق دریا، یا بلندای آسمان، جزیره‌ای مرموز، قله‌های سربه‌فلک‌کشیده، یا رؤیایی عمیق.» (قهرمان هزار چهره)

2. رد دعوت

قهرمان ابتدا دعوت را رد می کند.

3. امداد غیبی

وقتی که قهرمان دعوت را پذیرفت، راهنمای ماورایی او بر او ظاهر می‌شود. معمولاً این مرشد تعویذ و طلسم‌هایی می‌دهد که بعداً در ماجراجویی‌ها، به کمک قهرمان می‌آیند:

«این شخصیت نمادی از قدرت خیرخواه و محافظ سرنوشت است..... قهرمان نیروهای ناخودآگاه را بازو به بازوی خود می‌یابد و مادر طبیعت، خود این سفر را حمایت می‌کند.» (قهرمان هزار چهره)

4. عبور از نخستین آستانه

«با حمایت و راهنمایی سرنوشت ... قدرت‌هایی که در مرزها نگهبانی می‌دهند خطرناکند و رو به رو شدن با آن‌ها پرمخاطره است، اما برای هر کس که لیاقت و شجاعت داشته باشد، خطرات ناپدید می‌شوند.» (قهرمان هزار چهره)

5. شکم نهنگ

« قهرمان به جای پیروز شدن یا صلح کردن با قدرت آستانه، به درون جهان ناشناخته بلعیده می‌شود و به نظر می‌رسد که مرده است. این موتیف فراگیر بر این درس تأکید می‌کند که گذر از آستانه، نوعی نفیِ خویشتن است. به جای رفتن به بیرون و آن سوی مرزهای جهان مرئی، قهرمان به درون می‌رود و دوباره متولد می‌گردد.» (قهرمان هزار چهره)

مرحله دوم: تشرف

6. جادهٔ آزمون‌ها

«پس از گذشتن از آستانه، قهرمان در سرزمین خیالی اشکال آب‌گونه و مبهم، و آزمون‌های معجزه‌آسا قدم می‌گذارد.» (قهرمان هزار چهره)

7. ملاقات با ایزدبانو

در این نقطه، قهرمان عشقی قدرتمند و بی قید و شرط را تجربه می‌کند که مانند عشق مادر به فرزند است. قهرمان با این ایزدبانو ازدواج می‌کند. اما بر خلاف نظر فروید و رانک، این ایزدبانو نمادی از مادر نیست، بلکه او نمادی از کهن الگوی مادر است که از اجزای تشکیل‌دهنده شخصیت قهرمان هستند. بنابراین آمیزش قهرمان با او مصداق زنای با محارم نیست. آن دو فقط ازدواج نمی‌کنند بلکه به نحوی رازگونه با هم یکی می‌شوند.( سیگال، اسطوره، ص ۱۵۲)

8. زن وسوسه‌گر

در این مرحله، قهرمان با وسوسه‌هایی اغلب جسمانی و لذت‌بخش رو به رو می‌شود که ممکن است او را وسوسه کنند که ماجراجویی خود را رها کند. وسوسه‌گر الزاماً یک زن نیست، بلکه زن، استعاره‌ایست از وسوسه‌های جسمانی و مادی زندگی است، زیرا آنچه اغلب شهسوارها را وسوسه می‌کرد که سفر خود را ترک کنند، شهوت بود.

9. آشتی با پدر

در این مرحله، قهرمان باید با چیزی که بیشترین قدرت را در زندگی او داراست، ظالم و بی رحم است و در واقع «غول» است، رو به رو شود. قهرمان با او می‌جنگد. اما بر خلاف نظر فروید و رانک، این پدرخدا نمادی از پدر قهرمان نیست و قهرمان قصد کشتن او را ندارد. بلکه او از پدرخدا همان محبتی را طلب می‌کند که از ایزدبانو دریافت کرده. او در واقع جویای آشتی با خداست، و در نهایت به نحوی رازگونه با او یکی می‌شود و به این ترتیب، خودش پدر_خدا می‌شود.( سیگال، اسطوره، صص ۱۵۱-۱۵۲)

10. خدای‌گون شدن

وقتی قهرمان به مرگ جسمانی یا روحانی می‌میرد، به ماورای دوگانگی‌ها و تضادها منتقل می‌شود و به نوعی وحدت می‌رسد.

11. برکت نهایی

برکت نهایی، رسیدن به مقصد نهایی سفر است. این برکت چیزی ماورایی مانند چشمهٔ آب زندگانی یا جام مقدس است.

مرحله سوم: بازگشت

12. اجتناب از بازگشت

قهرمان دیگر تمایلی برای بازگشت به زندگی عادی قبلی خود ندارد.

«حتی گوتاما بودا پس از پیروزی خود شک کرد که آیا پیامش باید در اختیار دیگران قرار بگیرد؟» (قهرمان هزار چهره)

13. فرار جادویی

بازگشت از سفر به همان اندازهٔ عزیمت به سفر خطرناک و ماجراجویانه خواهد بود.

«اگر قهرمان در پیروزی خود، از جانب ایزد یا ایزدبانو اجازه گرفته باشد و به صراحت به او مأموریت بازگشت به جهان داده شده باشد تا به وسیلهٔ اکسیر انسان‌ها را از نابودی نجات دهد، مرحلهٔ نهایی ماجراجویی او توسط تمام قدرت‌های فوق‌طبیعی پشتیبانش، حمایت می‌شود. در مقابل، اگر آن چه به غنیمت برده را به رغم مخالفت نگهبان آن شیئ به دست آورده باشد یا اگر خدایان یا شیاطین با بازگشت او به جهان مخالف باشند، آن گاه آخرین مرحلهٔ چرخهٔ اسطوره به تعقیب و گریزی پرنشاط و گاهی خنده‌دار بدل خواهد شد.» (قهرمان هزار چهره)

14. کمک خارجی

همان‌طور که قهرمان برای طی کردن مراحل سفر به راهنما و یارانی نیاز دارد، گاهی برای برگشتن به زندگی روزمره نیز به چنین راهنماها و یارانی نیازمند است، مخصوصاً اگر بر اثر این سفر، دچار جراحت یا ضعف جسمانی شده باشد.

15. گذشتن از آستانهٔ بازگشت

در این مرحله، قهرمان می‌آموزد چطور حکمتی که طی سفر آموخته است را با باقی جهان به اشتراک بگذارد.

16. ارباب دو جهان

این مرحله با تحصیل تعادل بین جسم و روح حاصل می‌شود. قهرمان در این مرحله، به آرامشی درونی و بیرونی می‌رسد.

«آزادی برای گذشتن و بازگشتن از مرز جهان هر گاه که بخواهد، توانایی‌ای است منحصر به ارباب دو جهان. رقصندهٔ کیهانی، چنان که نیچه می‌گوید، در یک نقطه نمی‌آساید، بلکه شادمانه و به سبکی، از یک موقعیت به موقعیتی دیگر می‌چرخد و می‌جهد. .... می‌توان گفت، او به فنا می‌رسد.» (قهرمان هزار چهره)

17. زندگی آزاد

ارباب دو جهان شدن، به رهایی از ترس از مرگ منجر می‌شود، که به معنای آزادی برای زندگی کردن است. گاهی به این مرحله "دم را دریافتن" می‌گویند، جایی که فرد نه حسرت گذشته را می‌خورد و نه نگران آینده است.

آثار ترجمه‌شده به فارسی:

قهرمان هزار چهره، مترجم: شادی خسروپناه، انتشارات: گل آفتاب

قدرت اسطوره، مترجم:عباس مخبر، انتشارات: مرکز

سفر قهرمان، مترجم: عباس مخبر، انتشارات: مرکز

زندگی در سایه اساطیر، مترجم: هادی شاهی، انتشارات: دوستان

تو آن هستی، مترجم: مینا غرویان، انتشارات: دوستان

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/0/0d/Hero%27s_Journey_Fa.jpg/220px-Hero%27s_Journey_Fa.jpg

منابع:

قهرمان هزار چهره، مترجم: شادی خسروپناه، انتشارات: گل آفتاب

سیگال، رابرت، اسطوره، احمدرضا تقاء، نشر ماهی، تهران، چاپ اول

ویکی پدیا

19 تیر 1402