مارتین لوتر (۱۴۸۳ - ۱۵۴۶)

محمدامین مروتی

زندگی:

لوتر ابتدا به تحصیل در رشته ادبیات پرداخت.

در سال ۱۵۰۵ ناگهان گرفتار تندباد و صاعقه شد و اسب او را به زمین‌ انداخت. او هنگام سقوط، از قدیس "آن" کمک طلبید؛ مشروط به آن‌که راهب شود. این واقعه باعث شد که لوتر به درگاه خدا پناه آورد و تارک دنیا شود و به رشته الهیات رفت. لوتر در سال ۱۵۰۷ کشیش شد و در سال ۱۵۱۲ در رشته الهیات دکترا گرفت و استاد شد.

در ۱۵۲۵، لوتر با کاترینا ون بورا ازدواج و طی زندگی مشترک خود دارای سه پسر و سه دختر شدند.

او در ۱۸ فوریه ۱۵۴۶ در ۶۲ سالگی درگذشت.

تزهای ۹۵ گانه و جدال با پاپ:

در سال ۱۵۱۷ طبق رسوم آن دوره، اعلامیه‌ای علیه کلیسا و پاپ، صادر کرد که با اقبال افکارعمومی همراه بود. کلیسای رم، لوتر را کافر اعلام کرد و خواهان مجازات او شد. فریدریش سوم، حاکم ساکسونی با تدبیر لوتر را از رم به آگسبورگ منتقل کرد تا توسط نماینده پاپ، اسقف توماس کایتان بازجویی شود. لوتر از پس‌گرفتن نظرات خود سر باز زد و بازجویی بدون نتیجه ماند. فریدریش نیز از تحویل لوتر به کلیسای رم خودداری نمود.

لوتر معصومیت پاپ را زیر سؤال برد. پاپ، او را به تکفیر تهدید کرد. لوتر نه تنها به احضار و تهدید او وقعی ننهاد، بلکه نامه تحکم‌آمیز پاپ را در اقدامی تهورآمیز به آتش افکند و فریاد برداشت که پاپ یک بنده عادی پروردگار است،‌ پس چه حق دارد درباره کفر و ایمان بندگان دیگر داوری کند؟ لوتر، توسط پاپ تبعید شد. فریدریش سوم برای حمایت از لوتر، دستور ربودن وی را صادر کرد و او مخفیانه زندگی می‌کرد و در این ایام ترجمه «عهد جدید» را به پایان رساند.

ترجمه کتاب مقدس:

"یان هوس" نخستین کسی بود که در پایان شب بلند و تاریک قرون وسطی "کتاب مقدس" را از لاتین به زبان چک ترجمه کرد و به خاطر این "جسارت" در آتش سوزانده شد.

در قرون وسطی تنها ارباب کلیسا به "کتاب مقدس" دسترس داشتند. آنها خواندن تورات و انجیل به زبان لاتین را نیز مقدس خوانده، به انحصار خود در آورده و از آن امتیازی برای خود ساخته بودند. کلیسا چنین تبلیغ می‌کرد که کلام خدا سرشار از رمز و راز است، برای مؤمنان ساده قابل فهم نیست و به تأویل و توضیح افراد متخصص (روحانیان) نیازمند است.

لوتر ترجمه "کتاب مقدس" را برای درهم شکستن "انحصار علمی" روحانیان آغاز کرد.

خدا نماینده ندارد:

در تزهای ۹۵ گانه مارتین لوتر آمده است:

«هیچ بنده‌ای از دیگران به خدا نزدیکتر نیست و احدی حق ندارد خود را نماینده خداوند بر روی زمین بداند.» پس کشیشان یا روحانیان نمی‌توانند مدعی شوند که به خداوند نزدیک‌تر هستند یا از سوی او نمایندگی دارند.

واسطه بین خدا و انسان تنها عیسی مسیح است که همزمان هم بشر بود و هم خدا (ناسوتی و لاهوتی) و به‌خاطر گناه انسان‌ها مصلوب گردید.

پیوند انسان با خداوند به طور مستقیم و از راه درک کلام الهی انجام می‌گیرد که در دسترس همگان قرار دارد. این رابطه به میانجی یا واسطه نیاز ندارد، پس کلیسا و روحانیان حق ندارند خود را واسطه ارتباط بشر با خدا بدانند و این را امتیازی برای خود بشمارند.

ایمان، ملاک رستگاری است:

«ایمان، فقط ایمان برای نجات انسان کافی است.»

ایمان دینی امری وجدانی و آزادانه است، یعنی اگر از روی جهل یا با فشار باشد هیچ ارزشی ندارد. پروتستان‌ها مقیاس ایمان را کتاب مقدس می‌دانند ولی عقل فردی را مفسر آن می‌شمارند و می‌گویند در اموری که مربوط به اوامر خدای تعالی و موجب نجات روح است، هر کس مسئول خویشتن است.

لوتر همانند آگوستین قدیس، به‌نوعی جبرگرایی باور داشت. اراسموس کتاب آزادی اراده را در رد او نوشت. در پاسخ به کتاب اراسموس، لوتر اسارت اراده را تالیف کرد. بخشیدن گناه از طریق فروش آمرزش‌نامه توسط کلیسا ممکن نیست بلکه گناه بشر مقدر است و بخشش گناه به ایمان شخص و رحمت خدا بستگی دارد. انسان‌ها نباید به اعمال خود متکی باشند، بلکه باید مورد بخشش و لطفِ الهی قرار گیرند تا رستگار شوند.

انسان برای سعادت اخروی به دین نیاز دارد، اما برای بهروزی در این دنیا باید از عقل و علم پیروی کند.

یهودستیزی:

لوتر در ابتدا می‌گفت که مسیح نیز در ابتدا یهودی زاده شده و در نتیجه ما باید برای این قوم احترام ویژه‌ای قائل باشیم اما به تدریج نظرش عوض شد.

در نوشته‌ای به عنوان «از یهودیان و دروغ‌هایشان» (۱۵۴۳) یهودیان را به خاطر رد کردن عیسی مسیح کافر می‌دانست. لوتر گفت که یهودیان دیگر قوم برگزیده خدا نیستند و بلکه قوم شیطان هستند. او پیشنهاد کرد که کنیسه‌ها سوزانده شوند، کتاب‌های دینی یهودیان نابود شود، جلوی درس دادن خاخام‌ها گرفته شود و اموال و خانه‌های آنان غارت گردد.

مارتین لوتر کتاب‌های لوتر در زمان آلمان نازی مجدداً مورد توجه قرار گرفتند. بسیاری از کتاب‌های ضدیهودی چاپ شده در آلمان نازی دارای اشارات به لوتر بود.

ولیکن بعضی از محققین اعتقاد دارند که آثار لوتر بیشتر جنبه مذهبی و نه نژادی دارد، زیرا او معتقد بود که یهودیان می‌توانند با مسیحی شدن رستگار شوند.

وی که هم‌عصر با نیکلاس کوپرنیک ستاره‌شناس لهستانی بود پس از با خبر شدن از نظریه خورشید مرکزیِ وی با آن شدیداً مخالفت کرد.

حمایت از فئودالها:

در جنگ ۱۵۲۵ دهقانان، لوتر استدلال کرد که اربابان فئودال برای فرونشاندن شورش دهقانان از هر حقی، از جمله اعمال خشونت به هنگام نیاز، برخوردارند.

منابع:

مارتین لوتر: کشیشی که مسیحیت را زیرورو کرد/ علی امینی نجفی

مارتین لوتر: مردی که به قرون وسطی فرمان ایست داد/ دویچه وله

6 تیر 1402