داروینیسم اجتماعی و اخلاق
داروینیسم اجتماعی و اخلاق
محمدامین مروتی
ارتباط یا عدم ارتباط بین باید اخلاقی و هست(امر واقع)، نتایج مهمی دارد.
داروینیسم اجتماعی، بدترین نتیجه ای است که می توان از این ارتباط گرفت. یعنی می توان گفت همان گونه که در طبیعت و عالم واقع، حق با قوی تر است، در اجتماع نیز باید چنین باشد.
همچنین می توان گفت چون زن و بچه از مرد ضعیف ترند، باید حقوق کمتری از مرد داشته باشند.
اما حتی اگر قائل به رابطه بین باید و هست باشیم، نتایج فوق لزوماً صادق نیستند.چرا؟چون:
1. می توان بر اساس قانون جامعه گرا و انسان گرا ،گفت عالم واقع در اجتماعات با طبیعت یعنی عالم حیوانات فرق دارد. در اجتماع عقلانیت و قانون هم امور واقع محسوب می شوند و می توان قانونی عقلانی و مبتنی بر تساوی حقوق را مبنای تمشیت اجتماع قرار داد.
2. همچنین می توان بر اساس اخلاق سودگرا، گفت اعمال قانون جنگل و محق بودن اقویا، به ضرر کل جامعه از جمله اقویاست. یعنی برآیند اعمال قانون جنگل، به مراتب بدتر از اعمال قانون مدنی است.
3. همچنین می توان بر اساس اخلاق وظیفه گرا، گفت اتفاقاً وظیفه ماست که ضعفا را در مقابل اقویا، بیشتر حمایت کنیم و اعمال نوعی تبعیض مثبت به نفع زنان و ناتوانان ذهنی و جسمی، عین عدالت است. کما اینکه ما خدمات خاص به معلولان ذهنی و جسمی می دهیم.
نتیجه آن که داروینیسم اجتماعی و نظایر آن نیز لزوماً از ارتباط بین هست و باید برنمی خیزد و مستدل نمی گردد.
18 خرداد 1402