بقای اصلح یا اسلح؟

محمدامین مروتی

در عالم طبیعت، اصلح باقی می ماند. یعنی جانور یا موجودی که قدرت تطابق و سازگاری بیشتری داشته باشد و قوی تر از دیگران باشد. اما این قدرت در عالم حیوانات لزوماً به معنی زور بیشتر یا هیکل بزرگتر نیست. کما اینکه دایناسورها و ماموت ها با همه قدرت و هیبت شان از صحنه بقا حذف شدند. بلکه به معنای توان تطابق و سازگاری است. مثلاً خرگوش قطبی با رنگ سفیدش امکان بقای بیشتری از خرگوش رنگی دارد. یعنی همرنگی بخشی از این قدرت است. سرعت بخشی دیگر، توان مقاومت بخشی دیگر و الخ.

اما در انسان، خصوصیتی هست که از همه این قدرت ها ارزنده تر است و آن عقلانیت و زندگی گروهی و اجتماعی است. انسان به اتکای این قوت، بر زمین و هوا و دریا مسلط شده است.

در اجتماع انسانی هم، توان سازگاری اشکال متنوعی دارد. ابتدا به ساکن تصور این است که "بقای اصلح" رابطه مستقیمی با "بقای اسلح" یعنی بقای کشورهای مسلح تر دارد. اما همیشه چنین نیست. توان نظامی شوروی به کار بقای حکومت نیامد. توان نظامی شاه به او در بقایش کمک نکرد.

شاید تکنولوژی مهمترین عنصر سازگاری باشد ولی عناصر دیگری هم هستند. در اینجا باز هم مهمترین فاکتور، عقلانیت است. عقلانیت بعضاً حکم به انعطاف و سازشکاری می کند در زمانی که زورت نمی رسد. حکم به همکاری به جای درگیری می کند و الخ.

13 خرداد 1402