نفسانیت و قدرت طلبی
نفسانیت و قدرت طلبی
محمدامین مروتی
مولانا در دفتر ششم می گوید نمرود دعوی خدایی کرد و خواست با کرکسان به جنگ ما بیاید و هزاران طفل بی گناه را کشت، چون منجمان پیش بینی تولد ابراهیم را برایش کرده بودند:
۴۸۶۰ همچُنان نِمْرود آن اَلْطاف را زیرِ پا بِنْهاد از جَهْل و عَمی
۴۸۶۱ این زمان کافِر شُد و رَهْ میزَنَد کِبْر و دَعویِّ خدایی میکُند
۴۸۶۲ رفته سویِ آسْمانِ با جَلال با سه کَرکَس تا کُند با من قِتال[1]
۴۸۶۳ صد هزاران طِفْلِ بیتَلْویم[2] را کُشته تا یابَد وِیْ ابراهیم را
۴۸۶۴ که مَنجِّم گفته کَانْدَر حُکْمِ سال زاد خواهد دشمنی بَهْرِ قِتال
اما ابراهیم از چشمش دور ماند و خون دیگر اطفال بر گردنش ماند:
۴۸۶۶ کوریِ او رَسْت طِفْلِ وَحْی کَش مانْد خونهایِ دِگَر در گَردَنَش
منشأ همه این گمراهی ها نفسانیت است نه رفیق بد:
۴۸۶۹ گُرگِ درندهست نَفْسِ بَد یَقین چه بَهانه مینَهی بر هر قَرین[3]؟
نفسانیت کافر و جاهل، سر صد کچل را با کلاه می پوشاند. یعنی عیب ها ما را پنهان می کند:
۴۸۷۰ در ضَلالَت هست صد کَل را کُلَه نَفْسِ زشتِ کُفرْناکِ پُر سَفَه
کل قرآن شرح ناپاکیِ نفسانیت است:
۴۸۷۵ جُمله قرآن شَرح خُبْثِ نَفْسهاست بِنْگَر اَنْدَر مُصْحَف آن چَشمَت کجاست؟
مثل بیان نفسانیت قوم عاد که به محض یافتن قدرت، در پی قتل انبیا بود و در همه قرون و اعصار به جهان آتش می زد:
۴۸۷۶ ذِکْرِ نَفْسِ عادیان، کآلَت بیافت در قِتالِ اَنْبیا مو میشِکافت
۴۸۷۷ قَرنْ قَرن از شومِ نَفْسِ بیاَدَب ناگهان اَنْدَر جهان میزَد لَهَب
اول خرداد 1402
[1] نمرود پادشاه جبّار بابِل صندوقی را به تعدادی کرکس بست و خود در آن نشست و به آسمان پرواز کرد تا با خداوند بجنگد.
[2] بی تلویم: بی گناه، کسی که موجب سرزنش نباشد
[3] قرین: رفیق و همنشین