منازعات زبانی و هرمنوتیک زبانی
منازعات زبانی و هرمنوتیک زبانی
محمدامین مروتی
مولانا در دفتر دوم می گوید مردی به چهار نفر عرب و فارس و ترک و رومی یک درم داده بود و آنان بر سر آن که چه بخرند با هم می جنگیدند. هر یک به زبانت خود طالب انگور بود. مولانا می گوید اگر انسان حکیم و عارفی که زبان همه را می دانست، آنجا بود، مراد همه رابر آورده می ساخت. دعوایشان فیصله می یافت و همه راضی می شدند:
۳۶۹۳ چار کَس را داد مَردی یک دِرَم آن یکی گفت این به انگوری دَهَم
۳۶۹۴ آن یکی دیگر عَرَب بُد گفت لا من عِنَب خواهم، نه انگور ای دَغا[1]
۳۶۹۵ آن یکی تُرکی بِدو گفت این یَنُم[2] من نمیخواهم عِنَب، خواهم اُزُم
۳۶۹۶ آن یکی رومی بِگُفت این قیل را تَرک کُن، خواهیم اِسْتافیل را
۳۶۹۷ در تَنازُع آن نَفَر جنگی شُدند که زِ سِرِّ نامها غافل بُدند
۳۶۹۸ مُشت بَر هَم میزدند از اَبْلَهی پُر بُدند از جَهْل و از دانش تَهی
در اساطیر یونان هرمس، رب النوع مفاهمه و ترجمه است. مولانا هم می گوید اگر انسان حکیم و عارفی مانند سلیمان- که زبان همه را می دانست، آنجا بود- مراد همه را برآورده می ساخت:
۳۶۹۹ صاحِبِ سِرّی، عزیزی صد زبان گَر بُدی آنجا بِدادی صُلْحَشان
۳۷۰۰ پس بِگُفتی او که من زین یک دِرَم آرزویِ جُملَتان را میدَهَم
۳۷۰۱ چون که بِسْپارید دل را بیدَغَل این دِرَمْتان میکُند چندین عَمَل
۳۷۰۲ یک دِرَمْتان میشود چار، اَلْمُراد چار دشمن میشود یک، زِاتِّحاد
زبان، مایه تفرقه است و معنا، مایه اتفاق. پس بهتر است ستیزه گران سخن نگویند تا مرد دانایی زبان آنان شود:
۳۷۰۳ گفتِ هریکتان دَهَد جنگ و فِراق گفتِ من آرَد شما را اتِّفاق
۳۷۰۴ پس شما خاموش باشید اَنْصِتوا[3] تا زبانْتان من شَوَم در گفت و گو
ظاهر سخنان، هر یک به راهی متفاوت می رسد و در عمل هم مایه نزاع و خشم است:
۳۷۰۵ گَر سُخَنْتان مینِمایَد یک نَمَط در اَثَر مایهیْ نِزاع است و سَخَط[4]
از آنجا که سلیمان به خواست خدا زبان همه حیوانات را می دانست، موجب صلح بین آنان می شد:
۳۷۱۲ چون سُلَیمان کَزْ سویِ حَضرت بِتاخت کو زبانِ جُمله مُرغان را شِناخت
۳۷۱۳ در زمانِ عَدلَش آهو با پَلَنگ اُنْس بِگْرفت و بُرون آمد زِ جَنگ
۳۷۱۴ شُد کبوتر ایمِن از چَنگالِ باز گوسفند از گُرگ ناوَرْد اِحْتِراز
۳۷۱۵ او میانجی شُد میانِ دشمنان اِتِّحادی شُد میانِ پَرزَنان[5]
و این سلیمان مایه صفا و پیوند دل هاست و مشفقانه و مادرانه موجب تبدیل همگان به یک نفس واحد می شود:
۳۷۲۲ مُرغِ جانها را چُنان یکدل کُند کَزْ صَفاشان بیغِش و بیغِل کُند
۳۷۲۳ مُشْفِقان گردند هَمچون والِده مُسلِمون را گفت نَفْسِ واحِده
۳۷۲۴ نَفْسِ واحد از رَسولِ حَق شُدند وَرْنه هر یک دُشمنِ مُطْلَق بُدند
[1] دغا: حقه باز
[2] این ینم به ترکی یعنی این پول مالِ من است
[3] سوره اعراف آیه 204: وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ: چون قرآن خوانده شود به آن گوش فرا دهيد و خاموش باشيد، شايد مشمول رحمت خدا شويد.
[4] سخط: خشم
[5] پرزنان: پرندگان