مغالطه مغالطه
مغالطات 1
مغالطه مغالطه:
شناختن مغالطات راهی برای نتیجه گیری درست از مقدمات است. این شناخت در درجه اول به ما کمک می کند، نتیجه گیری های مان با مقدمات تناسب داشته باشد(تناسب دلیل و مدعا) و ثانیا به ما کمک می کند در دام مغالطات دیگران نیفتیم. تناسب دلیل و مدعا، مبنای حکمت نظری است.
اما سوء استفاده از مبحث مغالطات هم وجود دارد که بدان "مغالطه مغالطه" می گوییم. در این نوع از مغالطه می کوشیم مغالطه را به یک برچسب و انگ برای از میدان به در کردن طرف بحث خود تبدیل کنیم. یعنی از مغالطه به عنوان یک سلاح و نه یک ابزار استفاده کنیم.
مثلاً "توسل به مرجع" یک مغالطه است. به این معنی که بگوییم چون انشتین این حرف را زده، پس معتبر است. اما اگر کسی گفت تو نمی توانی به انشتین استناد کنی، چون انشتین یک مرجع است، در دام مغالطه مغالطه افتاده است. زیرا اعتبار سخن انشتین نه به واسطه شخصیتش، بلکه به خاطر استدلالاتش است.