آزادی و اجبار در انتخاب دین

محمدامین مروتی

در قرآن اساس بر پذیرش آزادانه دین است. لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ(بقره/255).

این مبنا در آیات متعدد مورد تاکید قرار می گیرد. من جمله زمانی که سران قوم شعیب به او می گویند باید به دین اجدادی برگردید، سوال منطقی شعیب این است که: حتی اگر به این بازگشت اکراه داشته باشیم؟ یعنی کسی را نمی توان به زور و اکراه مجبور به پذیرش به دینی کرد:

قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَكَ مِن قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَارِهِينَ: مهتران قومش كه سركشى پيشه كرده بودند گفتند: اى شعيب، تو و كسانى را كه به تو ايمان آورده‌اند از قريه خويش مى‌رانيم مگر آنكه به آيين ما برگرديد. گفت: و هر چند از آن كراهت داشته باشيم؟ ‏( اعراف/ 88)

پس اصل اول آزادی در انتخاب دین است.

حالا اگر کسی دین حق را نپذیرفت، با او چه معامله ای می شود؟

اگر به جهت فکری مستضعف و قاصر بود و از سر جهل ایمان نیاورد، حرجی بر اونیست زیرا :

لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ: خداوند هيچ كس را جز به قدر توانايى‌اش تكليف نمى‌كند. آنچه [از خوبى‌] به دست آورده به سود او، و آنچه [از بدى‌] به دست آورده به زيان اوست.(بقره/ 286)

همچنین اگر یک مدعی نادان به شیوه های غلط، تصویری غلط از دین به او داد، باز هم کافر نیست و معذوراست.

اما اگر داعی یعنی دعوت کننده دین، به درستی دین را به او معرفی کرد و آن شخص باز عامداً و قاصداً و از سر جهر به انکار حق پرداخت، در این صورت کافر است.

اما حکم کافر چیست؟

حکم کافر و مجازات او با خداست نه انسان، مگر این که به جنگ شما بیاید و شروع کننده هم او باشد.

تا زمانی که به جنگ مومنین نیامده، کسی کاری با او ندارد اما در مقام دفاع می توان با او جنگید. و زمانی هم که برای صلح آماده شد باید به جنگ خاتمه داد:

وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ:و اگر به صلح گرایند، تو نیز به صلح گرای و بر خدا توکل کن.( انفال/ 61)

26 اردیبهشت 1402