احساساتی گری ایرانی

محمدامین مروتی

تفکر ایرانی با احساسات ایرانی گره خورده است. شاید این مشرب احساسی، صرفاً خصیصه ما ایرانی ها نباشد و مثلاً اعراب هم شباهت هایی با ما اشته باشند. شاید احساساتی بودن خصیصه ای جهان سومی باشد. اما شاخصی وجود دارد که از این حیث، جایگاه ویژه ای برای ما ایرانیان تعریف می کند و آن شعر و شاعری است که در خون های ما بیشتر از رگ های ملل دیگر جریان دارد.

بی گمان ایرانیان شاعرترین ملل جهانند. و این هم خوب است و هم بد. خوب است چون از ما موجوداتی عاطفی تر می سازد. بد است چون ما را دچار افراط و تفریط می کند. روابط عاطفی در حوزه روابط افراد با هم به کار می آید اما همین ویژگی در سطح سیاسی، می تواند ویرانگر باشد.

یکی از مبادی و مبانیِ نوسان های صد و پنجاه ساله ما بین هرج و مرج و دیکتاتوری، همین احساسات تند و تیز است که در قضاوت های سیاسی، عنان احتیاط و تامل و تعمق و تعقل را از دست مان خارج می کند. انعکاس این ویژگی در آیینة فضای مجازی کاملاً مشهود است.