دین، عرفان و معنویت در دنیای جدید
دین، عرفان و معنویت در دنیای جدید
رضا بابایی می گوید فلسفه دنبال علت جهان است و دین دنبال غایت آن. دین می خواهد معنایی برای جهان کشف کند و از این رو نظر به هدف و غایت آفرینش دارد نه به علت العلل آن.
همین هدفمندی صبغه ای عاشقانه و هارمونیک به کار دین و عرفان می دهد که ممکن است در علم و فلسفه نباشد.
از همین منظر کار عرفان تحول وجودی در سایه بینشی هارمونیک از جهان است نه شناخت عقلی سرد. باید این شناخت وجود را هم متحول سازد. چیزی که بدان ایمان می گوییم. به نظر مولانا مغز دین ایمان است و حقیقت ایمان در احوال عارف منعکس می شود نه در اقوال او.
دین بدون معنویت و اخلاق دین نیست اما معنویت و اخلاق بدون دین قابل تصور است. معنویت زاینده اخلاق است اما اخلاق هم لزوما معنوی نیست.
این نگاه هارمونیک به جهان، به دین هم معنا و هم امید و هم صبوری می بخشد.
اما معنویت در جهان معاصر از جهاتی دشوارتر و از جهاتی آسان تر شده است.
در جهان قدیم تصوری ساده و بسیط از جهان و خدا، برای معنوی زیستن کافی بود ولی امروز به مدد نجوم و علو جدید، این تصور باید کیهانی و کائناتی و تاریخی باشد. فهم انسان معاصر از دین و خدا پیچیده تر شده است.
فراغت انسان قدیم برای پرداختن به عالم معنا بیشتر بود و این فراغت برای انسان جدی که باید بدود تا جا نماند، کمتر است.
انسان دیروز با فقر و بی عدالتی به مدد اندیشه تقدیر و جبر کنار می آمد ولی انسان جدید به سبب دانش اجتماعی نمی تواند مطالبه گر عدالت و رفع تبعیض نباشد و دیگر نمی تواندمعنویت را با فقر جمع کند.
منبع:
دیانت و عقلانیت، دکتر رضا بابایی