فرافکنی و درون فکنی
فرافکنی و درون فکنی
محمدامین مروتی
یکی از مهمترین سخنان مولانا در مثنوی در جهت خودسازی این است که نفسانیت هر کاری می کند تا ما عیوب خود را نبینیم. نفسانیت در وهله اول عیب ما را "انکار" می کند و در قدم بعدی ما را به "فرافکنی" عیوب و نقایص مان به دیگری فرامی خواند تا رد گم کند و ما بر همان نواقص مان بمانیم. مولانا معتقد است که "عیب دان"، از "غیب دان" یعنی از خدا بویی نبرده است. چه بسیار بدی هایی که در دیگران می بینیم و انعکاس زشتی های سیرت خودمان است.:
ای بسا ظلمی که بینی در کسان
خوی تو باشد دریشان ای فلان
چون به قعر ِخوی خود اندر رسی
پس بدانی کز تو بود آن ناکسی
پیش چشمت داشتی شیشه ی کبود
زان سبب عالم کبودت مینمود
کسی که مدام در پوست دیگران می افتد، فرصت دیدن خود را از دست می دهد:
غافلاند این خلق از خود ای پدر
لاجرم گویند عیب همدگر
اما سالک باید عکس نفسانیت عمل کند و جویای عیب خود و رفع آن باشد. مولانا معتقد است ما بعضاً حقه بازی های نفسانیت را نمی شناسیم. بنابراین برای دور زدن این حقه بازی ها کافی است هر چه نفس می گوید، ایده مخالف او را برگزینیم حتی اگر ما را به نماز و روزه بخواند، حقه ای در آستین مخفی دارد:
مشورت با نفس خود گر میکنی
هرچه گوید کن خلاف آن دَنی
گر نماز و روزه میفرمایدت،
نفس مکارست مکری زایدت
من ز مکر نفس دیدم چیزها
کو برد از سحر خود تمییزها
عمر اگر صد سال خود مهلت دهد
اوت هر روزی بهانه ی˚ نو نهد
اما اگر اصلاح و خودسازی خودت را به مهمترین پروژه زندگیت تبدیل کنی، دنبال عیب دیگران نمی گردی:
امتحان خود چو کردی، ای فلان!
فارغ آیی ز امتحان دیگران
هر کسی گر عیب خود دیدی ز پیش
کی بُدی فارغ وی از اصلاح خویش
و از آن مهمتر، این است که نه تنها بد دیگران و نیک خود را نبینی، بلکه نیک دیگران و بد خود را ببینی:
عیبگوی و عیبجوی خود بُده ست
با همه نیکو و با خود بَد بُده ست
در واقع راهکاری که مولانا برای مقابله با این ترفند نفس ارائه می کند، "درون فکنی" است.
اما محتوای راهکار درون فکنی چیست و چگونه کار می کند؟
مولانا می گوید اولاً عیبت را انکار نکن که "انکار" اولین قدم تباهی است.
ثانیاً به جای این که دنبال عیوب دیگران باشی، دنبال عیب خودت باش.
ثانیاً یک قدم دیگر هم بردار و با دیدن عیب دیگران، همان عیب را در خود جستجو کن. یعنی به جای اینکه دیدن عیب دیگران، زبان تو را به انتقاد نسبت به دیگری بازکند، همان عیب را در خود بجوی. دیگران را آیینه عبرت خود کن، نه اینکه آیینه عبرت دیگران شوی.
رابعاً انتقادپذیر باش و از دیگران بخواه به مانند آیینه ای راستگو، عیوبت را به تو بگویند و آن را از تو پنهان نکنند. به قول مولانا عیب ها را بر خود بخری نه اینکه انکار و از آن بدتر فرافکنی شان کنی.
مولوی می گوید خوش به حال کسی که عیب خود را ببیند یا از دیگران بشنود:
ای خُنُک جانی که عَیْبِ خویش دید هر کِه عیبی گفت، آن بر خود خَرید
ممکن است فکر کنی من عیب فلانی را ندارم، اما چه بسا دچار همان عیب شوی:
گَر همان عَیبَت نبود، ایمِن مَباش بوک آن عَیْب از تو گردد نیز فاش
ابتلای دیگران باید عبرت تو گردد و تو باید بکوشی که در چاه نیفتی و مایه عبرت دیگران نگردی:
۳۰۵۲ این نِگَر که مُبْتَلا شُد جانِ او در چَهی افتاد تا شُد پَندِ تو
۳۰۵۳ تو نَیُفتادی که باشی پَندِ او زَهرْ او نوشید، تو خور قَنْدِ او