فقه مقاصد و احکام تعبدی

محمدامین مروتی

در فقه مقاصد اساس بر تعلیل احکام است. احکام تا زمانی بر جای خود می مانند که علت شان باقی باشد.

مثلاً احکام مربوط به بردگان در زمان ما موضوعیت ندارد.

اما گرایش مقابل این است که احکام در هر صورت تعبدی هستند. ممکن است حکمی منسوخ الاستعمال باشد ولی حکمش سر جایش است.

این گرایش در طول زمان با افزودن بر احکام تعبدی و کاستن از احکام معقول المعنی(توصلی) به کمرنگ شدن اجتهاد می انجامد در حالی که فقه مقاصد اجتهاد را پررنگ تر می کند.

شاطبی در عبادات اصل بر تعبد و در عادات بر تعلیل گذاشته است.او استدلال می کند که اصل در عبادات بر حق الله است. لذا احکام عبادی، تعبدی اند واصل در عادات بر تعلیل، لذا احکام عادات و معاملات، در صورت تغییر علل شان، تغییر می کنند.(الموقوفات فی اصول الاحکام ج2 ص211 تا221)

مثلاً نگه داشتن عده برای اطمینان از مشخص بودن صاحب نطفه (پدر) بوده است. اگر امروز می توانیم با سونوگرافی یا آزمایش آبستنی در کمتر از سه و چهار ماه موضوع را تشخیص دهیم، نیازی به نکه داشتن عده نیست.

یا مقصود از زکات، تعدیل ثروت است و ثروت در عصر حاضر به مراتب در اقلام متنوع تری از اقلام دهگانه زکات در گذشته متبلور می شود و محدود کردنش به اقلام سابق، مقصد و غرض شارع را برنمی آورد.

همچنین امر به معروف برای اصلاح است و اگر نتیجه عکس بدهد و نقض غرض کند، جایز نیست.

منبع:

دیانت و عقلانیت، دکتر رضا بابایی