جاذبه پیامبر
جاذبه پیامبر
محمدامین مروتی
یکی از شرایط پیامبری، شفقت و دلسوزی او بر امت است. پیامبری، پیش از هرچیز محتاج خلق نیکو (خلق عظیم) و جذابیت است. قرآن می فرماید:
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ: به سبب رحمت خداست كه تو با آنها اينچنين خوشخوى و مهربان هستى. اگر تندخو و سختدل مىبودى از گرد تو پراكنده مىشدند. پس بر آنها ببخشاى و برايشان آمرزش بخواه و در كارها با ايشان مشورت كن و چون قصد كارى كنى بر خداى توكل كن، كه خدا توكلكنندگان را دوست دارد.(آل عمران/ 159)
این شفقت در مورد دشمنان سابق دین هم صادق است. پیامبر فرماندهی سپاه را به خالد بن ولید داد در حالی که بسیاری از مسلمانان را در جنگ احد کشته بود.
یا امورات مکه را به عَتّاب ابن اسد را که قبل از فتح مکه با مسلمانان می جنگید، سپرد.
و اصولا رسالت اسلام، جایگزینی دشمنی ها با همدلی ها بود:
وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً: و همگان دست در ريسمان خدا زنيد و پراكنده مشويد و از نعمتى كه خدا بر شما ارزانى داشته است ياد كنيد: آن هنگام كه دشمن يكديگر بوديد و او دلهايتان را به هم مهربان ساخت و به لطف او برادر شديد....( آل عمران/ 103)
اگر جاذبه پیامبران بر دافعه شان غلبه نداشت، توفیق، رفیق راهشان نمی شد.