محل نزاعِ نواندیشی دینی و سنتگرایی دینی
محل نزاعِ نواندیشی دینی و سنتگرایی دینی
محمدامین مروتی
تفاوت نواندیشی دینی و سنتگرایی دینی در محتوا این است که نواندیشی دین را برای مردم می خواهد و لی سنت گرایی درد دین را بر درد مردم مقدم می دارد.
تفاوت نواندیشی دینی و سنتگرایی دینی در روش نیز عمدتاً در دو چیز است:
1. سرعت واکنش به تحولات اجتماعی:
نواندیشان سریع تر به امور نو پدید واکنش نشان می دهند و خود را با آن تطبیق می دهند. مثلاً در پذیرش حق تحصیل و حق رای زنان، در ضرورت استفاده از پیشرفتهای فنی مثلاً بلندگو و سینما و دوش حمام و اقلام زکات و ...
در همه این موارد سنت گرایان ابتدا مقاومت می کنند و سپس در طی چند نسل، نهایتاً به همان راه حل ها تن در می دهند. امروز فقهای سنتی هم از دوش حمام به جای خزینه، از شلنگ به جای آفتابه، از بلندگو به جای دادزدن و از رادیو و تلویزیون استفاده می برند. رباط الخیل(اسب) را با تانک و هواپیما جانشین کرده اند.
اما کماکان دیه را با شتر حساب می کنند و جایگزینی برای مجازات شلاق و سنگسار نمی پذیرند.
رضا بابایی می گوید وفاداری به قرآن مساوی با وفاداری به شتر و شلاق نیست.
شتر واحد اقتصادی عربستان قرون ماضیه بوده است و امروز نیست. این نص گرایی ها موجب مشکلات عدیده ای می شود. شتر در ایران گرانتر از عربستان است. لذا بیمه گران برای کاستن از بهای شتر ابتدا به ترویج پرورش شتر پرداختند که باز توفیقی حاصل نشد و این بار به وارد کردن شتر پرداختند.
شلاق در گذشته آسیب روحی به مجازات شونده نمی رساند، امروز می رساند. اگر هدف پیشگیری است که چنین است، می توان قطع ید را به خلع ید یا "کوتاه کردن دست" با مجازات های جایگزین تبدیل و تعبیر کرد نه به "قطع دست".
2. حساسیت ها و تیپ شخصیتی:
سخت گیری و آسان گیری فقهی مبنایی شخصیتی نیز دارد. فقهایی که بر حرمت ها تاکید می کنند به حسب احتیاط و وسواس و شخصیت و تربیت، تمایل دارند حلال ها را نیز حرام کنند. در حالی که اساس دین بر یُسر و آسان گیری است نه به سختی انداختن.
سنت گرایان به جهت تربیتی و شخصیتی، با سنت ها راحت ترند. حساسیت ها و روحیات قبیله ای تری دارند. در محیطهای بسته تر و کوچکتری تربیت شده اند. افق تاریخی و جغرافیایی کوتاه تری دارند. به همین دلیل نو اندیشان معمولاً کسانی هستند که کشورهای پیشرفته را دیده اند و مدتی در آن کشورها زیسته اند.
فقه طالبان بیشتر از هرچیزی رنگ و نشان قبیله ای و عرفی خود را دارد. فقهشان رنگ روستایی تری دارد.
هر دو گروه در مباحثات درون دینی، به احادیث و روایاتی استناد می کنند که به وجهی متناقض در انبان فقه یافت می شوند و در کنار هم نشسته اند. گزینش روایت و حدیث خاص، مبتنی بر جهت گیری تاییدی است نه تحقیقی. گزینش حدیث خاص و تفسیر و برداشت خاص از آن، بیش از هر چیزی به روحیات آدمیان بستگی دارد.
نهایتاً تفاوت نواندیشی دینی و سنت گرایی این است که ذهنیت سنت گرایان از ذهنیت جامعه عقب تر است و بنابراین در حرکت به سوی امر مدرن اخلال و مانع تراشی می کند هر چند با تاخیر بدان گردن می نهد. اما نو اندیشی می کوشد با ذهنیت جامعه حرکت کند و گاه بعضاً از آن جلوتر است و البته این جلوتر بودن هم بعضاً می تواند به چالش منجر شود. خلاصه تفاوت در زمان درک شرایط نو است نه خود این ادراک. بنابراین برخلاف آنچه سنت گرایان مطرح می کنند، محل نزاع آنان با نواندیشی در لزوم تغییر سنت نیست، بلکه در زمان آن است. آنان هم تغییر می کنند ولی از پس قافله می آیند و حرکت کل قافله را کُند می کنند.
منبع:
دیانت و عقلانیت، دکتر رضا بابایی