خوانشی از شعر "خطابهی تدفین" از احمد شاملو
خوانشی از شعر "خطابهی تدفین" از احمد شاملو
محمدامین مروتی
غافلان
همسازند،
تنها توفان
کودکانِ ناهمگون میزاید.
شعر در توصیف مبارزانی است که همرنگ جماعت نیستند و در رویارویی با توفان حوادث، فردیت خود را نمایان می سازند. چنان که در پی طوفان، بی نظمی وجود دارد.
همساز
سایهسانانند،
محتاط
در مرزهای آفتاب.
در هیأتِ زندگان
مردگانند.
اما اکثریت مردمان، مانند سایه محتاطند و به مرز نور گام نمی نهند. مردگانی در هیات زندگان.
وینان
دل به دریا افگنانند،
بهپای دارندهی آتشها
زندگانی
دوشادوشِ مرگ
پیشاپیشِ مرگ
هماره زنده از آن سپس که با مرگ
و همواره بدان نام
که زیسته بودند،
که تباهی
از درگاهِ بلندِ خاطرهشان
شرمسار و سرافکنده میگذرد.
و مبارزات دل به دریا زده و بی هراس از مرگ، آتش زندگانی را روشن نگه داشته اند. حتی پس از مرگ نیز دشمنانشان از یادشان سرافکنده اند.
کاشفانِ چشمه
کاشفانِ فروتنِ شوکران
جویندگانِ شادی
در مِجْریِ آتشفشانها
سقراط گونه و شادمانه، در عین فروتنی و بی ادعایی، شوکران(معجونی که از گیاهی سمی تولید می شد) را سر می کشند و شادی را در خطر کردن می جویند.
شعبدهبازانِ لبخند
در شبکلاهِ درد
با جاپایی ژرفتر از شادی
در گذرگاهِ پرندگان.
مانند شعبده بازان، از شبکلاه درد، شادی بیرون می کشند. شادمان تر از پرندگان در آسمان.
□
در برابرِ تُندر میایستند
خانه را روشن میکنند.
و میمیرند.
در مقابل غرش خصم، برق می زنند تا خانه ما روشن بماند ولی مانند برق عمر کوتاهی دارند.
خطابه ي تدفين را احمد شاملو به خسرو روزبه تقدیم کرده بود که علیرغم سران حزب تن به سازش نداد، ولی زمانی که دریافت او در ترورهای مخالفان حزب دست داشته، تقدیم نامه اش را پس گرفت.
احمد شاملو
دشنه در دیس
۲۵ اردیبهشتِ ۱۳۵۴