آداب گفتگوی معطوف به حقیقت

محمدامین مروتی

ماهیت تحلیل:

همه ما بر اساس شواهد و افق های ذهنی خود وقایع را تحلیل می کنیم و در مورد مسائل مختلف موضع می گیریم ولی تحلیل های ما قطعاً دارای کمبود و نقص است و این نواقص ضمن گفتگو روشن و تعدیل می شود. تحلیل های ما فقط برداشت هایی از واقعیت اند نه عین واقعیت. برداشت هایی که رنگ زمان و مکان و رنگ محدودیت های انسانی ما را دارند.

حالا اگر کسی تحلیل خود را عین حقیقت بداند، مواضع خلاف را به جهل و تعصب و حتی برچسب هایی مانند خیانت و توطئه متصف می کند. اما اگر بگوید من بر اساس داده ها و عقل خود به این موضع رسیده ام و ممکن است اشتباه هم بکنم، راه را برای تعامل باز می گذارد. در حالی که اگر امکان اشتباه خود را منتفی بداند، راه را بر ادامه گفتگو بسته است.

کسی که بپذیرد برداشت های انسان ها متناسب با زمان و مکان و تاریخ و جغرافیا، تعدد و تکثر می پذیرد و کسی که بپذیرد نظریات مختلف و من جمله نظر او، برداشت های مختلف از واقعیت اند، از موضع دانای کل به موضوع وارد نمی شود، بلکه فروتنانه حرف خود را می زند و حرف دیگری را هم می شنود.

نشانه های جزمیت:

البته متعصب ترین کسان نمی گوید من خود را بری از خطا نمی دانم بلکه می گوید من تعصبی ندارم و به حقیقت گشوده هستم. پس از کجا باید دانست این فرد در بیانش صادق نیست؟

در اینجا معیار روشنی وجود دارد. کسی که خود را ممکن الخطا می داند، به جزم و تعصب و قطعیت سخن نمی گوید. با قید "فکر می کنم" و " چنین به نظر می رسد" یا "احتمالاً" و "به گمانم"، سخن می گوید نه با قیودی مانند قطعاً و حتماً و بی شک و امثال آن.

از آن مهمتر از آنجا که خود را خطاپذیر می داند و احتمال حقیقتی در گفته های دیگران را تیز منتفی نمی داند، با احترام و متانت و آرامش سخن می گوید نه با تهدید و تحقیر و متلک و دشنام.

برتراند راسل در جایی گفته بود گرفتاری بشریت از آن جاست که عاقلان با احتیاط و شک اظهار نظر می کنند و جاهلان با قطعیت.