تخیل و همدلی

محمدامین مروتی

سيمون وى (الهى دان و عارفه فرانسوى)در کتاب "نياز به ريشه" بین تخيل و توهم تفکیک می کند و می گوید باید قدرت تخیل و همذات پنداری کودکان مان را افزایش بدهیم تا بتوانند خود را در جای دیگری ببینند و حس کنند. توهم به عکس تخیل، موجب سوءظن و بدگمانی نسبت به دیگری است.

جین آيريس مرداک هم برای افزایش قدرت تخیل و همدلی، مطالعه ادبیات و داستان را پیشنهاد می کرد و تاکید داشت کودکان باید از همان ابتدا با هنر و قصه آشنا شوند تا قدرت تخیل و امپاتی شان با دیگران تقویت شود.

هانا آرنت نیز در کتاب "ابتذال شر می گوید آيشمن(مسئول سوزاندن پانصد هزار تا دومیلیون يهودى در رژيم نازی) در زندگى خصوصی اش انسانى درستکار بود ولى قدرت تخيل نداشت و نمى توانست خودش را جاى ديگران بگذارد. او دچار نوعی فلج حسی و تخیلی و وجدانی بود به گونه ای که نمی توانست تصور کند چه بلایی سر دیگران می آورد. او در قالب یک "مامور معذور" انجام وظیفه می کرد. مثل یک ماشین، مثل یک مهره که اراده ای از خود ندارد. فکر نمی کند و حس ندارد. جواب های مکانیکی و کلیشه ای به محرک های بیرونی می دهد.

بنابراين تخيل، شرط لازم اخلاقى زيستن است. تخیل به ما کمک خواهد کرد تا بتوانیم خود را در جای کسان دیگر قرار دهیم و با آنان همذات پنداری کنیم.

ضمناً تخیل بر خلاف توهم، ما را به واقعیت وجود دیگران نزدیک می کند.

به همین علت است که داستان و سینما می تواند ما را از قالب خود خارج و در آستانه تجربه حس و حال و موقعیت دیگران قرار دهد تا به جای قضاوت و محکوم کردن خشک و خالی شان، به فهم و درک وضعیتی برسیم که دیگران در آن گرفتار شده اند و برایش چاره ای بیندیشیم.

منبع:

تعليم و تربيت اخلاقى- مصطفى ملکيان